بینظمی شدید در تصمیم گیری در مورد اینکه چه کنند. اینها از نظر من به نفع زنده نبودن مجتبی است. بعید به نظر میرسد تا این اندازه احمق باشد که روندی را پیش بگیرد که از هر نظری هیچ سودی برای جمهوری اسلامی نداشته باشد.
قبلا چند حالت بود؛ «جنگ، مذاکره، جنگ و مذاکره با هم، نه جنگ نه مذاکره» و انتخاب هر کدام در نهایت سودی چه کم یا چه زیاد برای رژیم حاکم داشت.
ولی وضعیت فعلی چنین نیست. وضعیت فعلی به گونهای است که تماما به ضرر دیکتاتوری حاکم است. رویکردی که الان پیش گرفته شبیه این است: هیچ کاری در هیچ جهتی نکنیم!
تنگه تا حدی بسته است تا حدی باز، ولی موضوع تاثیرش است: تاثیرش را تا حد زیادی از دست داده؛ حتی اگر خنثی شدن اهرم تنگه موقت باشد، به هر حال هنوز کار میکند. یعنی اخلال در تنگه دیگر مثل روزهای اول فشاری به آن صورت وارد نمیکند.
یک فشار اقتصادی تنها روی قطر است. ولی من فکر نمیکنم این فشار روی قطر چنان باشد که بگوییم پس جمهوری اسلامی از این وضعیت فعلی سود میبرد.
چرخ اسرائیل راحت میچرخد، بقیه کشورهای همسایه همینطور، آمریکا مشکلی ندارد. همه چیز کاملا به ضرر رژیم حاکم بر ایران است از هر نظری و این وضعیت هیچ سودی از هر نظری برای رژیم ندارد.
یعنی مجتبی تا این حد نادان است که این را نمیبیند؟ این باعث میشود کمی شک کنم که زنده و سالم است و بیشتر فکر کنم که وضعیت فعلی ناشی از سردرگمی و عدم وجود یک حکومت مرکزی در ایران و اختلافات شدید سیاسی نظامی در ایران است.
اگر اشتباه کنیم و مجتبی زنده و سالم باشد و همه این رویکرد فعلی، کار او باشد، این تحلیل من را رد نمیکند. تنها نشان میدهد تا چه اندازه مجتبی نادان است که رژیم را وارد وضعیتی کرده که از هیچ طرفی هیچ سودی برای رژیم ولایت فقیه ندارد.
سام