دنیل دنت جایی میگوید زندگی مثل ماراتن است اگر کسی همان اولش چند صد متر عقب تر از بقیه شروع کرده باشد این موضوع در ماراتن چندان مهم و اثرگذار نیست او قبول میکند که چنین چیزی در مسابقه صدمتری بی انصافی است اما میگوید در ماراتن نه چون این عقب ماندگی اولیه در طول مسیر تقریبا بی اثر میشود.
دنت میگوید دونده ای که مسابقه را عقب تر از بقیه شروع کرده است اگر واقعا آن قدر خوب باشد که لیاقت برنده شدن را داشته باشد، احتمالا کلی فرصت خواهد داشت تا بر آن وضع نامساعد اولیه غلبه کند.
رابرت ساپولسکی در کتاب محتوم این استعاره را رد میکند و میپرسد راستی چرا فرض میکنیم شانس در طول مسیر خودش را جبران میکند؟
شما ماراتن زندگی را چند قدم عقب تر از بقیه در این دنیا شروع کردید. چند صد متر که بدوید تازه میرسید به نقطه صفر بقیه.
چون تا همین جای کار هم عقب افتاده اید این ساق پای شماست که مورد حمله کفتارها قرار میگیرد و نه بقیه با رسیدن به مرز هشت کیلومتری مسابقه میز نوشیدنیهای میان راه تقریبا خالی شده است و فقط چند جرعه پس مانده سایرین گیرتان میآید در شانزده کیلومتری به دلیل آب نامناسب دل درد میگیرید در سی و دو کیلومتری کسانی که تصور میکنند مسابقه دیگر تمام شده است دارند از وسط خیابان رد میشوند و راهتان را سد میکنند. در تمام این مدت میبینید که فاصله تان با بقیه مدام دارد زیاد و زیادتر میشود آنهایی که از شما جلوترند هیچ تلاش خاصی برای جلوتر بودنشان نکرده اند از قضا فکر میکنند لیاقت و استحقاق موقعیت شان را دارند.



