میگه اگه تنهام روو زمین توی شبها، تو مثل ماهِ بزرگی که نگاهم میکنی! یهجوری میگه زمین توو شبها که انگار تنهایی فقط یه حس نیست، یه بسترِ سنگینه. زمین اینجا یعنی بیپناهی، شب یعنی هراس. بعدش از ماهِ بزرگ میگه :)) نه همون ماهی که همه میبینن و رد میشن، یه ماهِ نزدیکتر، روشنتر، انگار فقط واسه یکی میتابه. آخرشم میگه نگاهم میکنی! همین دو کلمه، سادهترین فعلِ دنیا، ولی همونقدر پُر از نجات. نگاه اینجا یعنی پناه، یعنی کسی هست که هنوز چشمش روی توئه، حتی وقتی زمین و شب، دوتا دستِ سرد گذاشتن روو شونههات. یهجا دیگه میگه توی تاریکی میترسم اگه مهتاب بمیره! ترس، اینجا از تاریکی نیست؛ تاریکی همیشه بوده. هراس از اینه که تنها نور هم خاموش شه. مردنِ مهتاب یعنی نبودنِ توئه عوضی، یعنی آخرین امید هم خاموش بشه. این جمله شبیه اعترافیه که آدم فقط توو دلِ خودش تکرار میکنه. ترسی که به زبون نمیاد، چون زیادی بزرگه. یه دلواپسیِ عریان، از همونهایی که لرز رو میریزه توو استخونهات. خلاصه انگار داره میگه اگه من هنوز زندهام، فقط برای اینه که تو هنوز مثل ماهِ بزرگی، داری نگاهم میکنی.. @NellaCafe
میگه اگه تنهام روو زمین توی شبها، تو مثل ماهِ بزرگی که نگاهم… — 𓇚 کــٰــافه نِـــــلاٰ 𓇚 — TG.ME
August 21, 2025 288 8