«وَاللَّهُ ﷻ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
وَاللَّهُ: و خدا
بِكُلِّ شَيْءٍ: به هر چیزی
عَلِيمٌ: بسیار داناست
مُهرِ پایانِ ماجرا.
علمِ او مثل علمِ ما خطاپذیر و محدود نیست؛ علمِ او احاطه دارد؛ مثل هوایی که ما را در برگرفته است و راهی برای بیرون رفتن از آن نیست.
پس (اصول):
وقتی او به همهچیز داناست، پس هر اتفاقی در زندگی ما بر اساسِ دانایی و حکمتِ مطلقِ او چیده شده است.
سپردنِ فرمانِ زندگی به دستِ کسی که از پیچوخمِ جادهها و خطراتِ پنهانِ مسیر باخبر است.
دست برداشتن از نقش بازی کردن برای خدا؛ چرا که او ذاتِ همهچیز را بیواسطه میشناسد.
مصداقها:
وقتی دعایی مستجاب نمیشود یا دری بسته میماند، بهجای گله و شکایت، به داناییِ او اعتماد میکنیم و میگوییم: «تو بهتر میدانی چه چیزی برایم خیر است.»
با خیالِ راحت و بدون لکنت با او حرف میزنیم؛ حتی اگر کلمهای برای بیانِ دردمان پیدا نکنیم، میدانیم که او بغضِ ناگفته را هم میفهمد.
جایی که هیچ دوربینی و هیچ چشمی ما را نمیبیند، شرمِ حضورِ او را حس میکنیم و دست از خطا میکشیم؛ چون باور داریم او به هر چیزی داناست.
نتیجه
اگر این آیه نبود، ما در سرابِ مالکیت دستوپا میزدیم، حرص میخوردیم و فکر میکردیم نیتهای خالصانهای که کسی ندید، در تاریکخانهِ دنیا سوخت و از بین رفت، اما با این آگاهی، به آرامشِ محض و رهایی میرسیم،چون میدانیم که خدا مید اند.
و به قول حافظ:
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
که هم نادیده میبینی و هم ننوشته میخوانی
و وقتی بدانی «او میبیند، میداند و روزی پردهها را کنار میزند»، از قضاوتِ آدمها نمیترسی و با دلی قرص میگویی: «همین که او میداند، برایم بس است.»
September 7, 2026 98