چند سالی میشود در زندگی شخصیام یک عید برای خودم تعریف کردهام. اسمش را هم گذاشتهام عید «آستینکوتاه» یا «جشن آستینکوتاه». پس از سرمای پاییز و زمستان، اولین روزی که میتوانم با آستینکوتاه بیرون بروم و به کارهایم برسم عید آستینکوتاه من است. در این روز -که معمولا هوای بهاری دلانگیزی دارد- حسابی قدم میزنم و هر یکی دو ساعت خودم را به آبمیوه طبیعی یا بستنی دعوت میکنم. برای ناهار و شام بهترین غذاها را در بهترین رستورانها میخورم و انعام میدهم. در این روز به این و آن زنگ میزنم و پس از احوالپرسی، خبرشان میکنم که:
«این جشن آستینکوتاه من است! وقتش رسیده شما هم سری به کشوی لباسهای تابستانیتان بزنید. بالاخره سرما تمام شد.»
https://t.me/moraje_e
Telegram
مراجعه
احوال
افکار
اشعار
مجتبی فدایی
@mimfe1

February 16, 2026 455