ذهنیت نادرستی که اکثر ما داریم این است که کسی که دارد کار خیریه عامالمنفعه میکند نباید ریالی از کمکهای مردم را در جیب بگذارد؛ در حالی که در کشورهای پیشرفته آدمها و شرکتهایی که مشغول این مدل کارها هستند بعضا گردش اقتصادی قابل توجهی دارند؛ کارمندان شرکتهای خیریه ماشینهای خوبی سوار میشوند و خانههای متوسط به بالایی دارند. مهم این است که اولا یک هدف برای کار خیر تعریف شود؛ مثلا این که دانشآموزان نیازمند یک استان، اول سال تحصیلی، کیف و کفش مناسبی داشته باشند یا زمستانها لباس و غذای گرم به دست بیخانمانهای یک کلانشهر برسد. مرحله بعدی جذب کمکهای مردمی یا دولتیست. برنامهریزی برای کمکهایی که جمعآوری شده بخش مهمی از کار است. مدیر شرکت خیریه میتواند با درنظرداشت پولی که دستش رسیده سازوکاری طراحی کند که دارایی شرکتش در جریان اقتصاد قرار گیرد و بازتولید ثروت کند؛ او میتواند در بنگاههای کوچک و زودبازده اقتصادی سرمایهگذاری کند و سود سرمایهاش را در جهت هدف شرکت قرار دهد. با این رویکرد، او میتواند روز به روز گستره کارش را بیشتر کند و نیروهای بیشتری را به استخدام در بیاورد. این یعنی اضافه شدن اشتغالزایی به کُنش خیریه و عامالمنفعه.
https://t.me/moraje_e
Telegram
مراجعه
احوال
افکار
اشعار
مجتبی فدایی
@mimfe1

January 4, 2026 543 3