گروه ما اولش ۲۰ نفر بود و فکر میکنم بقیه گروهها (کلا ۹ تا گروه بود) همین حدود ممبر داشتن. هفته اول عملا نصف شدیم، کلاسها با ۱۱ نفر تشکیل میشد.
هر گروه به دوتا زیر گروه تقسیم میشدن که با جمعیت کمتر روی پروژه کار کنن. زیر گروهی که من توش بودم ۵ نفر و ساب گروه بغلی ۶ نفر بود.
جداگانه روی پروژه کار میکردیم و خب یک سری مشکلاتی وجود داشت مثلا اینکه یک تعدادی از بچههای زیر گروه (سه نفر از پنج نفر) تا روز دهم یازدهم مشکل وصل شدن به کولب داشتن و هیچ کدی نزده بودن.
هفته اخر یکی از بچهها مریض شد و دیگه نیامد، شدیم چهار نفر. یکی دیگه که بکگراند کامپیوتری داشت هی روی جزئیات گیر میداد و تا روزهای اخر کارش رو خیلی پیش نبرده بود در نهایت دو روز مونده به ارائه فرار کرد گفت من نمیام و ما هیج دادهای ازش نداشتیم و یک بخشی از سوالمون رو کلا نتونستیم کاور کنیم. شدیم سه نفر.
از این سه نفر یکی یک مقدار کد زده بود ولی خیلی در جریان نبود چیکار کرده (هنوزم نمیدونم چقدر فیلترهای لازم رو اعمال کرده و نتایجش چقدر درست بوده) TA کمکمون کرد این قسمت از کار قابل ارائه بشه.
نفر سوم هم دست به کد نزد، عملا هیچ کاری برای پروژه نکرد. آخرش هم دادیم Intro پروژه رو بگه. قرار بود پاور رو درست کنه که همون رو هم خودم درست کردم.
آخرش در حالی که بقیه گروههای از بکگراندهای مختلف بودن گروه ما سه نفر بود که هممون بکگراند بیولوژی داشتیم و توی عمرمون کد نزده بودیم. گروه بغلی بگگراندهای خیلی متنوعی داشت از فیزیک و کامپیوتر گرفته تا زیست. بعد ما، بهتر بگم من پاره شدم تا تونستم پروژه رو به جای نقطه قابل ارائه برسونم.
#NCATale
2
1August 28, 2026 164