با معیارهای یک ماه پیشم حق با من بود. یعنی به هدفی که می خواستم نرسیدم. بهش نزدیک هم نشدم.
نتیجه اونقدر بد نبود که بگم هیچجا قبول نمیشم و... البته روز اول که نتایج آمد همچین حسی داشتم و واکنشم هم همونقدر شدید بود. الانم دقیق نمیدونم کجا قبول میشم و فقط میتونم یک حدسهایی بزنم. این بلاتکلیفی که یک ماه باید تحملش کنم هم سخته.
اما از این بلاتکلیفی سختتر قبول کردن نقش عوامل دیگه روی نتیجهاس، طور کلی تمایل دارم نقش خودم رو بزرگتر ببینم و دلیلش هم سادهاس من می خوام باور کنم اوضاع تحت کنترل منه (illusion of control)، اگه بگم من کم درس خوندم یا خوب درس نخوندم میتونم سال بعد هم درس بخونم و کنکورم رو بهتر بدم اما داستان فقط این نیست. اگه تایپ سوالات آمار عوض نمیشد، اگه کنکور امسال اینقدر آسون نبود و ...
حتی نتیجه نهایی هم تا حدی بر پایه شانسه، اگه نفرات قبل از من فلان دانشگاه رو بخوان من یک نتیجه رو میگیرم و اگه الویت اونها نباشه من نتیجه متفاوتی میگیرم؛ جدای از نفرات قبلی ظرفیت دانشگاه هم مهمه، هر سال ظرفیتهاشون عوض میشه و این هم از کنترل من خارجه.
همه اینها تاثیر داره ولی من فقط میخوام نقش خودم رو ببینم و حتی تعمیمش بدم به زندگیم و خودم، حتی به این فکر کردم کل مسیرم رو عوض کنم و هیچوقت دیگه سمت درس نرم.
7
2
1September 3, 2026 101 1