شعر_نو در ولادت #رسول_الله صلی الله علیه و آله و سلم (نیم دوم) همان… — مرثیات | اشعار ناب مدح و مرثیه — TG.ME

#شعر_نو در ولادت #رسول_الله صلی الله علیه و آله و سلم (نیم دوم)

همان شب قصه‌پردازان ایرانی خبر دادند
که آمد تکسواری در مدائن سوی نوشِروان
و گفت: ای پادشه! آتشکده‌ی آذرگشسب ما
که صدها سال روشن بود،
هم امشب ناگهان خاموش شد، خاموش!
به یثرب یک یهودی بر فراز قلعه‌ای فریاد را سرداد
که: امشب اختری تابنده پیدا شد؛
و این نجم درخشان، اخترِ فرزند عبدالله
نوین‌پیغمبر پاک خداوند است،
و انسانی کرامند است.

یکی مرد عرب اما بیابانگرد و صحرایی،
قدم بگذاشت در امّ‌القری وین شعر را برخواند
که: «ای یاران! مگر دیشب به خواب مرگ پیوستید؟
چه کس دید از شما آن روشنان آسمانی را؟
که دید از مکّیان آن ماهتاب پرنیانی را؟
زمین و آسمان مکه دیشب نورباران بود.
هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود.
بیابان بود و تنهاییّ و من دیدم
که از هرسو ستاره در زمین ما فرود آمد.
به چشم خویش دیدم ماه را از جای خود کندند؛
ز هرسو در بیابان عطر مشک و بوی عود آمد.
بیابان بود و من؛ اما چه مهتاب دلارایی!
بیابان بود و من؛ اما چه اخترهای زیبایی!
بیابان، رازها دارد؛
ولی در شهر، آن اسرار، پیدا نیست؛
بیابان، نقش‌ها دارد که در شهر آشکارا نیست.
کجا بودید ای یاران؟!
که دیشب آسمانی‌ها زمین مکه را کردند گلباران؛
ولی گل نه، ستاره بود جای گل!
زمین و آسمان مکه دیشب نورباران بود.
هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود.»

به شعر آن عرب، مردم همه حالی عجب دیدند
به آهنگِ عرب این شعر را خواندند و رقصیدند:
که: «ای یاران! مگر دیشب به خواب مرگ پیوستید؟
چه کس دید از شما آن روشنان آسمانی را؟
که دید از مکّیان آن ماهتاب پرنیانی را؟
زمین و آسمان مکه دیشب نورباران بود.
هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود.
بیابان بود و تنهاییّ و من دیدم
که از هرسو ستاره در زمین ما فرود آمد.
به چشم خویش دیدم ماه را از جای خود کندند؛
ز هرسو در بیابان عطر مشک و بوی عود آمد.
بیابان بود و من؛ اما چه مهتاب دلارایی!
بیابان بود و من؛ اما چه اخترهای زیبایی!
بیابان، رازها دارد؛
ولی در شهر، آن اسرار، پیدا نیست؛
بیابان، نقش‌ها دارد که در شهر آشکارا نیست.
کجا بودید ای یاران؟!
که دیشب آسمانی‌ها زمین مکه را کردند گلباران؛
ولی گل نه، ستاره بود جای گل!
زمین و آسمان مکه دیشب نورباران بود.
هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود.»

روانت شادمان بادا!
کجایی ای عرب، ای ساربان پیر صحرایی؟!
کجایی ای بیابانگرد روشن‌رأی بطحایی؟!
که اینک برفراز چرخ، یابی نام احمد را
و در هر موج بینی اوج گلبانگ محمد را
محمد زنده و جاوید خواهد ماند.
محمد تا ابد تابنده چون خورشید خواهد ماند.
جهانی نيک می‌داند
که نامی همچو نام پاک پیغمبر مؤید نیست
و مردی زیر این سبزآسمان همتای احمد نیست.
زمین ویرانه باد و سرنگون باد آسمان پیر
اگر بینیم روزی در جهان نام محمد نیست.

Marsiat

#مهدی_سهیلی
❤2
August 28, 2026 138 4