قصیده در ولادت حضرت #رسول_الله و #امام_صادق علیهما السلام ز يک مشرق… — مرثیات | اشعار ناب مدح و مرثیه — TG.ME

#قصیده در ولادت حضرت #رسول_الله و #امام_صادق علیهما السلام

ز يک مشرق نمايان شد دو خورشيد جهان‌آرا
که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان‌ها را

دو مرآت جمال حق، دو دریای کمال حق
دو نور لايزال حق، دو شمع جمع محفل‌ها

دو وجه‌الله ربانی، دو سرّالله سبحانی
دو رخسار سماواتی، دو انسان خداسيما

دو عيسی‌دم، دو موسی‌يَد، دو حُسن خالق سرمد
يکی صادق، يکی احمد، یکی عالی، یکی اعلا

یکی بنیانگر مکتب، یکی آرنده‌ی مذهب
یکی انوار را مشعل، یکی اسرار را گویا

یکی از مکه انوار رُخَش تابید در عالم
یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا

یکی نور نبوت را به دل‌ها تافت تا محشر
یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا

رسد آوای "قال الصادق" و "قال رسول الله"
به گوش اهل عالم تا که اين عالم بود بر پا

یکی‌جان گرامی در دو جسم پاک و پاکيزه
دو تن، اما چو ذات پاکِ يکتا هر دو بی‌همتا

محمد کيست؟ جانِ جانِ جانِ عالم خلقت
که گر نازی کند، در هم فرو ریزد همه دنیا

محمد کیست؟ روح پاک کل انبیا در تن
که حتی در عدم بودند بی‌او انبیا يک‌جا

محمد کیست؟ مولایی که مولانا علی گوید:
"منم عبد و رسول‌الله بر من رهبر و مولا"

محمد از زمان‌ها پيش‌تر می‌زیست با خالق
محمد از مکان پیموده ره تا اوج "اَو اَدنیٰ"

محمد محور عالم، محمد رهبر آدم
محمد منجی هستی، محمد سيد بطحا

محمد کیست؟ آن‌کو بوده قرآن دفتر مدحش
که وصفش را نداند کس به غير از قادر دانا

محمد را کسی نشناخت جز حقّ و علی هرگز
چنان‌که جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را

وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم
کنم آنگه به مدح حضرت صادق سخن انشا

ششم مولا، ششم هادی، ششم رهبر، ششم سرور
که هم دریای شش گوهر بوَد، هم دُرّ شش دریا

صداقت از لبش ریزد، فصاحت از دمش خیزد
فلک‌قدر و مَلَک‌عبد و قضامهر و قدرامضا

بسی زهّاد و عبّادند بی مهرش همه کافر
بسی عالم، بسی عارف، همه بی نورِ او اعمیٰ

دو خورشيد منير او هِشام و بوبصيرِ او
دو کوه حکمت و ايمان، دو بحر دانش و تقوی

مرا دین نبی، مهر علیّ و مذهب جعفر
سه مشعل بوده و باشد، چه در دنيا، چه در عقبیٰ

درِ دیگر زنم غير از در آل علی؟ هرگز!
ره دیگر روم غير از ره این خاندان؟ حاشا!

بهشت من بوَد مهر علی و مهر اولادش
نه از محشر بود بيمم، نه از نارم بود پروا

سراپا عضوعضوم را جدا سازند از پیکر
اگر گردم جدا يک‌لحظه از ذرّیه‌ی زهرا

از آن بر خویش کردم انتخابِ نامِ «#میثم» را
که باشم همچو او در عشقِ ثارالله پابرجا

Marsiat

غلامرضا سازگار
❤2
August 29, 2026 144 3