#غزل
کنگرهی عشق نیست منزل هر بوالهوس
طایر این آشیان جانِ حسين است و بس
قلهی قاف وجود منزل عنقا بود
بر سر این آشیان پر نگشاید مگس
پایهی اوصاف او فوق اشارات ماست
رفعت این پایه نيست افئده را دسترس
محفل ایجاد را اوست چراغ ابد
تا ابد از نور او مشعلهها مقتبس
گشت چو کربوبلا عارج معراج عشق
روح امينش فشاند گرد ز سمّ فرس
او قفس تن شکست تا به قفسماندگان
در پی او بشکند قالَب تن را قفس
کشته بسی ديدهام در هوسی داده جان
زنده چو او کس ندید کشته به ترک هوس
رفت و شد اندر پیاش قافلهی دل روان
ما پی این کاروان شاد به بانگ جرس
ای شهِ با فرّ و نور، عرشِ مقام تو را
لامسهی عقل ما دم زند از "لا يَمَسّ"
بحر ثنای تو را قول نبی زورق است
جنبش ما اندر او جنبش خار است و خس
کشتهی غفلت بود هرکه تو را کشته خواند
ای دمِ جانپرورت زندهدلان را نفس
جانِ «فؤاد» از ازل ملتزم نور توست
چون ز ازل نور توست افئده را ملتمس
کرد دل از چشم دل در همه عالم نظر
غیر تو کس را نیافت تا بدهد دل به کس
Marsiat
فتحالله قدسی
#فؤاد_کرمانی
