نیست در این شب غم و غربت، که نرمه‌نوری نیست برای جان و جهان، جاده‌ی… — MANAME / مانامە — TG.ME

نیست

در این شب غم و غربت، که نرمه‌نوری نیست
برای جان و جهان، جاده‌ی عبوری نیست

در این شبی که نه ماه است و نه ستاره‌ی صبح
امید، جز به چراغی و راه دوری، نیست

در این شبانه خطابم به توست، صبح نخست
اگرنه قصه‌‌ی ما، مرگ موش کوری نیست؛

تو یی که همدل و همداستان فردایی
بدون چشم تو در صبح تازه، شوری نیست

بدون چشم تو ای صبح بی‌زمان، هرگز
برای عصر زمین، فرصت حضوری نیست

نگفته‌ام که قیامت کنی، گل خورشید
فقط بمان و بخند، این که حرف زوری نیست

بمان که تخت سلیمان به باد خواهد رفت
در این کرانه که مهری برای موری نیست

بمان، ببین و بدان در سرای سوگ و سکوت
به جز نگاه تو، سامانه‌ی سروری، نیست

بگو چه حاجت بادی که خم کند بر خاک
کە این شکستە‌سران را، غم غروری نیست!

بگو که بیل بهل، مردگان ماتم را
در این کویر ابد، حاجتی به گوری نیست!


#سپاهی_لایین (کاوە زێدان)

https://t.me/maname49
Telegram
MANAME / مانامە
کانال تلگرامی معرفی آثار، اشعار و نوشتار علیرضا سپاهی لایین (کاوە زێدان) به زبانهای کوردی و فارسی.
❤8👍4🕊1
August 10, 2026 234 2