مدتی پیش با یکی از رفقا، به بهانه دوستی که قدر علم رو نمی‌دونست،… — مَنْ‌گون — TG.ME

.
مدتی پیش با یکی از رفقا، به بهانه دوستی که قدر علم رو نمی‌دونست، درباره جایگاه علم حرف می‌زدیم. ایشون به حدیث «العلم سلطان» اشاره کرد. من گفتم یه حدیث بهتر از این داریم:
عن أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَی‌ (ع) قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اَللَّهِ (ص) اَلْمَسْجِدَ فَإِذَا جَمَاعَةٌ قَدْ أَطَافُوا بِرَجُلٍ. فَقَالَ مَا هَذَا فَقِيلَ عَلاَّمَةٌ. فَقَالَ وَ مَا اَلْعَلاَّمَةُ؟ فَقَالُوا لَهُ أَعْلَمُ اَلنَّاسِ بِأَنْسَابِ اَلْعَرَبِ وَ وَقَائِعِهَا وَ أَيَّامِ اَلْجَاهِلِيَّةِ وَ اَلْأَشْعَارِ وَ اَلْعَرَبِيَّةِ. فَقَالَ اَلنَّبِيُّ(ص). ذَاكَ عِلْمٌ لاَ يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لاَ يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ. ثُمَّ قَالَ اَلنَّبِيُّ(ص): إِنَّمَا اَلْعِلْمُ ثَلاَثَةٌ. آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلاَهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ.

کافی/ كتاب فضل علم/ باب صفت علم و فضل آن و فضل علما
نمی‌دونم شنیدین یا نه. معروفه که تو این حدیث، آیه محکم یعنی اصول اعتقادات، فریضه عادل یعنی اخلاق و سنت قائم یعنی فقه. معلومه که این تفسیر رو یه حوزوی اخباری یا نهایتاً اصولی کرده. من همونجا یه جسارتی کردم. گفتم چرا آیه محکمه رو به کل حکمت نظری تعمیم ندیم؟! اگر منظور از آیه محکمه، نشانه‌ای باشه که توش هیچ شکی نیست و وجود حق رو اثبات می‌کنه، قطعاً شامل طبیعیات هم می‌شه؛ از اون جهت که قرآن کریم می‌فرماید «وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ...» (روم:22). و همچنین لازم نیست تفسیر آیه محکمه رو محدود کنیم به همون اصول اعتقادات (=الهیات بالمعنی الاخص) چون عقل هم در نهایت به آیه محکم می‌رسه، برای همین مابعدالطبیعه (=الهیات بالمعنی الاعم) رو هم در بر می‌گیره.
مورد بعدی هم فریضه عادله‌ست که همون حکمت عملیه. اگر دغدغه اخلاق عمل عادلانه در سطح فردیه، تدبیر منزل هم همونه در سطح خانوادگی و سیاست هم همونه در سطح اجتماعی.
درباره سنت قائم فعلا چیزی غیر از همون فقه به نظرم نمیرسه. و مابقی هم فضلٌ.
.
August 15, 2026 402 5