.
عاشقم بهار را
رویش ستاره در کویر شام تار را
رهنورد دشتهای عاشقی
پر ز بادهی سپیده باد جام تو
ای که چون غزال تشنه
آب تازه میخورد
مزرع دلم ز جاری کلام تو
در غبار گام تو
چاره فسونگران و رهزنان
در محاق مرگ رخ نهفتن است.
من که تشنهام زلالی از سپیده را
من که جستوجوگرم
سرودهای ناشنیده را
شعر من که عاشقم
همیشه از تو گفتن است
ای که در بهار سبز نام تو
رسالت گل محمدی
شکفتن است
مهرماه ۱۳۶۱
سیدحسن حسینی
.
September 5, 2026 69 4