*دُندال ۱٩ از كتاب مى نويسم انديكا /استاد حسین حسن زاده رهدار؛*
به دنبالت
سرتاسر اين خاک باله ياله را سراسیمه دويدم
تابه هونه ى پَر مال
آنسو تر از ليدوما
تا هيجار برنو
بر تنگ گجستان شب زده خواب آلود
آنجا كه سرداران جنگلش روزى كفن از برگ بلوط مى يوشيدند
و كى لهراسب دلش دشتى پُر از نون تشتى بر از خون دارد
به يارامبازترين نقشه ی جغرافيا بگوئيد :
كاسه ى هُمسابهرى ديگر چه تُمى دارد
درنگ كن درنگ
كه اين گرگ هار دلم هنوز سر به گريبان نمى نهد
اى كه تو غريب و مو غريب هر دو غريب زا
گفتى بُرنده ام (شمشیرم) بُراست
ديدى چگونه بختت نبُريد ردايى را كه تا پس پايت را بيوشاند ؟
درنگ كن درنگ بمان
كه بين همرهى همبويى و فروهشتن پلكى ست
اما چه زود رد ياى تورا در اجاق كورى تنگ تامرادى كم كرده ام
رهتى و داغ ديريت مهنه بجونم
كسى نى درمون كنه درد گروئم
كاسه ى همسابهرى را كُهشور پاييزان داده ام
و باتو بودن را در
كاسه برار بهرى
بايد نوشيد.
خوانش : سيداصغر حسينى اردلى
مجری برنامه های صدا و سیمای جهان بین /چهارمحال و بختیاری
#شعر_لری
#استاد_حسین_حسنزاده_رهدار_تاته_رهدار
*#ساوآر_یکاگری_زایار_لر*
*کانال واتساپ*
https://whatsapp.com/channel/0029VaQyvQuFCCoM0X6Ik03k
*کانال یکاگری زایار لُر تلگرام*
https://t.me/malekane_zagros
*کانال یکاگری زایار لُر فیسبوک*
https://www.facebook.com/groups/415929853796172/?ref=share
*پیج اینستاگرام*
https://www.instagram.com/malekane_zagros?igsh=MXBxcTIyNW5nNHR3cA==
