رفتن برای قدم زدن، پیادهروی کردن
I usually go for a walk when I need to clear my mind.
معمولاً وقتی میخوام ذهنم رو آروم کنم، میرم قدم میزنم.
در یک روز زمستانی، در یک روز سرد زمستان
I love staying home and drinking tea on a winter's day.
دوست دارم در یک روز زمستونی خونه بمونم و چای بخورم.
در امان و گرم بودن، در شرایطی راحت و امن بودن
You'll be safe and warm inside the house.
داخل خونه در امان و گرم میمونی.
رویای یک جای بهتر و گرمتر رو در سر داشتن؛ آرزوی بودن در یک جای ایدهآل
I'm stuck in this freezing weather, just California dreamin'.
تو این هوای یخزده گیر افتادم و فقط دارم رویای یه جای گرم و بهتر رو میبینم.
یه جایی برای مدت کوتاه سر زدن یا وارد شدن
I stopped in at the café to grab a quick coffee.
یه سر رفتم کافه تا سریع یه قهوه بگیرم.
در مسیر از کنار چیزی یا جایی رد شدن
There's a beautiful old house we pass along the way to work.
یه خونهی قدیمی و قشنگ هست که توی مسیر رفتن به محل کار از کنارش رد میشیم.
روی زانو نشستن یا زانو زدن
He got down on his knees and asked her to marry him.
روی زانو نشست و ازش خواست باهاش ازدواج کنه.
وانمود کردن که داری کاری رو انجام میدی
She pretended to be asleep when her mom came into the room.
وقتی مامانش وارد اتاق شد، وانمود کرد که خوابه.
قرار بودن کاری رو انجام دادن، قصد انجام کاری رو داشتن
I know you're gonna stay here for a while.
میدونم قراره یه مدتی اینجا بمونی.
همین امروز رفتن یا محل را ترک کردن
If everything goes well, I could leave today.
اگه همهچیز خوب پیش بره، ممکنه همین امروز برم.

