گفت موسی لطف بنمودیم و جود خود خداوندیت را روزی نبود آن خداوندی که… — یادداشت‌ها؛ کسری نوری — TG.ME

گفت موسی لطف بنمودیم و جود
خود خداوندیت را روزی نبود

آن خداوندی که نبود راستین
مر ورا نه دست دان نه آستین

آن خداوندی که دزدیده بود
بی دل و بی جان و بی دیده بود

آن خداوندی که دادندت عوام
باز بستانند از تو هم‌چو وام

--

نک عصا آورده‌ام بهر ادب
هر خری را کو نباشد مستحب

اژدهایی می‌شود در قهر تو
که اژدهایی گشته‌ای در فعل و خو

اژدهای کوهی‌ای تو بی‌امان
لیک بنگر اژدهای آسمان

مثنوی معنوی، دفتر چهارم
February 14, 2026 568 3