"بعد اونوقت جان چجوری سر از اونجا درآورده؟"
"جان وقتی که دیر شده بود به اونجا رسیده." به لستراد توضیح دادم، درحالیکه دستکشهام رو از روی دستهام درآوردم. "وقتی که قاتل دیگه صحنه رو ترک کرده بود، به همین خاطر جان چیزی رو ندید و طبق معمول.. خودت میدونی چقدر نجات جون بقیه براش مهمه." اینها رو گفتم و بدون هیچ حرف دیگه ای شروع به قدم زدن کردم تا به خیابان بیکر برگردم.
#Minidialogue
#پارت_۱
16
3
1August 22, 2026 181 37 2