📍چرا خونخواهی؟ (1)
پس از شهادت امام حکیم حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای قدس الله نفسه الزکیه، مساله انتقام و خونخواهی معظمله به یکی از مهمترین میدانهای نبرد گفتاری در فضای رسانهای ایران بدل شده است. این موضوع ذیل چند گفتار و اپیستمه متفاوت در حال صورتبندی است و هر یک از این گفتارها، مخاطب را به نحوی متفاوت با پدیده خونخواهی مواجه میکند. شناخت این گفتارها در فهم صحنه سیاست ایران در شرایط حاضر دارای اهمیت است. این یادداشت میکوشد 4 گفتار موجود درباره انتقام را معرفی و گفتار برتر را تبیین کند و ملاحظاتی را که باید در تولید محتوای رسانهای پیرامون خونخواهی مورد توجه قرار گیرد، برشمارد.
در فضای عمومی، دستکم 4 گفتار متفاوت درباره معنای انتقام و خونخواهی امام شهید قابل شناسایی است که هر یک، تعریف متفاوتی از انتقام، پیامد گفتاری متفاوت و نقطهضعف خاص خود را دارد.
▪️نخستین گفتار: انتقام به مثابه امر شخصی
این گفتار تأکید میکند خون یک فرد بر گردن فرزندان یا پیروان او است. این گفتار هر چند ریشه در باوری عرفی دارد اما اثر جانبی خطرناکی نیز به همراه میآورد و آن اینکه خونخواه را، حتی بیآنکه بهصراحت گفته شود، متهم به کینهتوزی میکند. این گفتار بیش از همه در میان اصلاحطلبان بیان میشود. برخی چهرههای این جریان مانند فیاض زاهد، شهادت رهبر انقلاب در میانه جنگ 2 کشور را به مناقشه حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای و ترامپ تقلیل میدهند. این خوانش تقلیلگرایانه دلایلی دارد که محل دقت این یادداشت نیست.
▪️گفتار دوم: انتقام به مثابه امر قدسی
این گفتار، خونخواهی را تکلیفی الهی که مستند به روایات دینی است میداند. این گفتار در لایه مذهبی جامعه، بهویژه در میان بزرگترین و مصرترین بخش جامعه یعنی قشر باورمند به ارزشهای اسلامی، از پذیرش بالایی برخوردار است. با این حال، مخالفان این گفتار با طرح دوگانه «باورمندی در برابر خردمندی»، آن را به مثابه گفتاری صرفا ایمانی و نه عقلانی معرفی میکنند تا چنین جلوه دهند که 2 پادشاه مصلحت و باور در یک اقلیم نگنجند، لذا به نفع خرد و مصالح، باید باور و ارزش را فعلا به حالت تعلیق درآورد.
▪️گفتار سوم: انتقام به مثابه امر اجتماعی
این گفتار که بهندرت شنیده میشود، انتقام را امری اجتماعی معرفی میکند؛ ریخته شدن خون امام شهید در این نگاه، منجر به انسجام اجتماعی شد و انتقام در حفظ این اتحاد و انسجام شکل گرفته است.
▪️گفتار چهارم: انتقام به مثابه امر سیاسی
مهمترین و کارآمدترین گفتار، آن است که انتقام را امری سیاسی بخوانیم. در این چارچوب، آنچه در ترور امام شهید رخ داد، منازعهای شخصی میان 2 فرد نبود و نیست، اساسا ماجرا منازعه بر سر 2 دولت، 2 آینده، 2 شکل از سیاست و 2 سرنوشت برای جامعه ایران است. امام شهید، هم رئیس رسمی و هم رئیس اسمی حکومت ایران بودند و حفاظت از توسعه، امنیت و استقلال جامعه ایرانی را نمایندگی میکردند. شهادت ایشان، نقطه عطف تلاش برای از بین بردن استقلال، توسعه و امنیت جامعه ایرانی بود. بر این اساس، خونخواهی ورای یک واکنش احساسی است. از این منظر، خونخواهی امکانی برای بازسازی معادله بازدارندگی و تضمین امنیت ملی ایرانیان است.
در این خوانش، انتقام، نقشه راه عبور از ورطه جنگ است، نه دعوت به جنگجویی. هدف خونخواهی، تحمیل هزینهای چنان سنگین به دشمن است که در آینده هر بازیگری پیش از اقدام علیه امنیت و زیرساختهای ایران، به آن بیندیشد، به گونهای که مسؤولان و نخبگان کشورهای متخاصم، حاضر به قبول ریسک درگیری مستقیم با ایران نباشند.
در تکمیل این گفتار سیاسی، مفهوم «واقعگرایی» نیز اهمیت مییابد. واقعگرایی 2 گونه دارد. نوع نخست، واقعگرایی انفعالی است که صرفا واقعیت موجود قدرت دشمن را میپذیرد. نوع دوم، واقعگرایی فعال و تهاجمی است که به جای پذیرش صرف واقعیت، در پی آفرینش واقعیتی تازه است؛ واقعیتی که در آن، سیاست انتقام، ایران را به کشوری «پردردسر» برای متجاوزان بدل میکند. اگر این گفتار سیاسی برای انتقام، سویههای الهیاتی بگیرد و مفهوم قصاص در اسلام که هم حق است و هم حیات، در همین بستر سیاسی توضیح داده شود، آنگاه میتوان گفتار قدسی و گفتار سیاسی را با یکدیگر ترکیب کرد و به گفتاری با حمایت عمومی گستردهتر دست یافت. صیانت از کیان اسلام در این ترکیب، اساسا امری سیاسی و ضامن امنیت ملی تلقی میشود. پس انتقام امر سیاسی و قدسی است که اگر در دستور کار قرار گیرد، میتواند به یک افق گشوده برای آینده ایران و ایرانی تبدیل شود.
ادامه در پست بعد...
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani
Telegram
ایران اندیش | جعفر حسنخانی
نه غرباندیشی، نه شرقشناسی و نه غربشناسی، بلکه ایراناندیشی
تأملات جعفر حسنخانی سیاست پژوه

August 24, 2026 735 7