اربعین به مثابه رستاخیز پادساختار (2) ...ادامه پست قبل ۲. طغیان… — ایران اندیش | جعفر حسن‌خانی — TG.ME

📍اربعین به مثابه رستاخیز پادساختار (2)

...ادامه پست قبل
 
۲. طغیان پادساختار بر ضد ساختار مدرن
بنیادی‌ترین مفهوم در اندیشه ترنر، تقابل دوگانه ساختار اجتماعی و پادساختار است. به باور او، زیست روزمره ما در چنبره ساختارگرفتار است. ساختار همان سلسله‌مراتب شغلی، شکاف میان غنی و فقیر، عناوین دانشگاهی، مرزهای سخت ملی، آداب پوشش و در نهایت، نظم اقتصاد سرمایه‌داری است. پادساختار آنگاه پدید می‌آید که مناسک آیینی، این نظام سلسله‌مراتبی را به‌طور موقت درهم می‌شکند و جای آن را بی‌نظمی معنادار و تساوی‌گرایانه‌ای می‌گیرد.
با عینک پادساختار، عظمت مقاومت تمدنی اربعین آشکار می‌شود. در نظام مدرن جهانی، ملی‌گرایی و گذرنامه به انسان‌ها ارزش می‌بخشد و سرمایه‌داری تعیین می‌کند چه کسی سزاوار دریافت کالاست، اما پیاده‌روی اربعین همه این مرزبندی‌ها را بی‌اثر می‌کند.
در این مسیر، سلسله‌مراتب منزلت و ثروت فرومی‌ریزد. تاجری ثروتمند، پزشکی جراح و کارگری ساده، شانه‌به‌شانه راه می‌روند، لباس غبارآلود می‌پوشند، زیر یک چادر سادهی یک موکب استراحت می‌کنند و از یک ظرف غذا می‌خورند. نه کارت ویژه‌ای، نه حساب بانکی‌ای و نه جایگاه دانشگاهی‌ای، امتیازی برای کسی نمی‌آفریند. هویت زائر، تمام هویت‌های مصنوع مدرن را در خود می‌بلعد و مسطح می‌کند.

در بُعد اقتصادی نیز شاهد نوعی نفی عملی اقتصاد بازار و کاپیتالیسم هستیم. در جهانی که بر سودجویی فردی بنا شده که بنیادش «بخر تا باشی» است، اربعین این منطق و بننیاد را ویران می‌کند و به‌جای آن، اقتصاد بخشش را می‌نشاند. از غذا و سرپناه گرفته تا خدمات درمانی، خیاطی و شست‌وشوی لباس، همه در مقیاسی خیره‌کننده و به‌طور رایگان توزیع می‌شود؛ بی‌آنکه دستوری حاکمیتی از بالا قیمت‌گذاری کرده باشد. این تعلیق هژمونی سرمایه، تجلی کامل پادساختار ترنری و کوششی عملی برای نفی سبک زیست غربی است.

در ساحت سیاست نیز ملی‌گرایی مدرن که از پیمان وستفالیا به این‌سو خدایگان نظام سیاسی جهان بوده رنگ می‌بازد و در دل پادساختار اربعین، ایده امت فراملیتی جان می‌گیرد. مرزبندی عراقی و ایرانی و لبنانی، ذیل این پادساختار به حاشیه می‌رود تا هویتی وحدت‌بخش افزون بر هویت ملی سربرآورد.

 
۳. زایش کامونیتاس و جماعت اخوت‌محور به‌مثابه هسته تمدنی تازه
ترنر بر این باور است که وقتی ساختارهای طبقه‌بندی و مرزبندی فرومی‌ریزد و وضعیت آستانه‌ای شکل می‌گیرد، شگرف‌ترین دستاورد انسانی -یعنی کامونیتاس- سربرمی‌آورد. کامونیتاس را در فارسی می‌توان جماعت همگن و بی‌تکلف، پیوند روانی، یا مودّت و هم‌زیستی برابر نامید.کامونیتاس دلالت بر وضعیتی دارد که در آن آدمیان، در اصیل‌ترین ساحت وجودی خود و بیرون از نقاب‌های اجتماعی، با یکدیگر پیوند می‌خورند.

کامونیتاس اربعین چیزی فراتر از احساس همدردی ساده است. مودّت و همدلی در اینجا به مرزی می‌رسد که ترنر آن را خویشاوندی ژرف در وضعِ آستانه‌ای می‌نامد. اینجاست که صحنه‌های شگفت‌انگیز این پیاده‌روی رخ می‌نماید. خانواده‌ای در جنوب عراق با اشک تمنا می‌کند که رهگذری غریبه، زائری با زبان و قومیتی دیگر، مهمان خانه‌شان شود و تا شب پاهایش را مالش دهند، پناهش دهند، سیرش کنند و بامداد بدرقه‌اش کند.
در چارچوب فردگرایی مدرن، رفتار میان میزبان و مهمان عراقی، ناموجه و بی‌معناست، اما بر پایه اندیشه ترنر، آنگاه که دیوارهای اعتباری ساختار فرومی‌ریزد و انسان در پیشگاه امری قدسی می‌ایستد و در اینجا، در پیشگاه محور کامونیتاس اربعین که همانا جذبه امام حسین (ع) است، قرار میگیرد، آن پیوند روح‌افزای انسانی بیدار می‌شود و اوج رهایی روانی و ارتباط انسانی پدیدار می‌گردد.

ترنر کامونیتاس را الگوی رهایی از جبر سیستم می‌نامد. انسان در پیاده‌روی اربعین به نوعی خودشناسی، بلکه فراتر از آن، به فراانسان‌شناسی دست می‌یابد. درمی‌یابد که ظرفیتی از مهربانی و هم‌افزایی برای دستیابی به غایات عالی در نهاد او هست، ظرفیتی که در شهروندی روزمره غربی خفه و تحلیل رفته است.

ادامه در پست بعد...

🌐 کانال ایران اندیش‌ |‌ جعفر حسن‌خانی
https://t.me/jafarhasankhani

Telegram
Telegram
ایران اندیش | جعفر حسن‌خانی
نه غرب‌اندیشی، نه شرق‌شناسی و نه غرب‌شناسی، بلکه ایران‌اندیشی تأملات جعفر حسن‌خانی سیاست پژوه
August 3, 2026 1.1K 1