انجمن شطرنج ایران: post #7904 — TG.ME

انجمن شطرنج ایران♟از پیروزی‌های امروز و افق‌های فردا بخش پنجم 🔵آرونیان همیشه حریف بسیار سختی برای من بوده و من از تلاش برای مقابله با سبک بازی او چیزهای زیادی آموخته‌ام. به همین ترتیب، کارلسن و کاروانا نیز چنین بوده‌اند. وقتی کسی شما را شکست می‌دهد، باید بپذیرید که او به…
♟از پیروزی‌های امروز و افق‌های فردا

بخش ششم و پایانی

🔵وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، برخی از بزرگ‌ترین افتخارات من، در طول دوران حرفه‌ای‌ام، نه از سکوهای بزرگ، بلکه از غیرمنتظره‌ترین جاها به دست آمده است. اولین باری که تا حدودی احساس شهرت کردم، در مسابقات گودریک در کلکته در سال ۱۹۹۲ بود، زمانی که توسط طرفدارانی که به دنبال امضا بودند، محاصره شدم. این اتفاق بعد از آن بود که من بر تعدادی از بازیکنان شوروی غلبه کردم تا در دسامبر ۱۹۹۱ برنده مسابقات رجیو امیلیا شوم. سپس آن اتفاق معروف بلافاصله بعد از اینکه به یک بازیکن حرفه‌ای تبدیل شدم، رخ داد. در یک سفر با قطار به کرالا، یک آقای خوش‌نیت که کنارم نشسته بود از من پرسید که برای امرار معاش چه کار می‌کنم. وقتی پاسخ دادم که شطرنج بازی می‌کنم، لبخندی زد و گفت که این یک شغل امن نیست. او این‌طور نتیجه‌گیری کرد: «نه، مگر اینکه ویسواناتان آناند باشی.» من گوش دادم و عاقلانه سرم را تکان دادم، و اعتراف نکردم که همان شخصی هستم که او به آن اشاره می‌کرد. این تعریفی است که هنوز هم برایم بسیار عزیز است.

🟡در بازگشتم از اولین قهرمانی جهانم در سال ۲۰۰۰، یک کالسکه اسب‌کش به سبک ویکتوریایی را دیدم که در فرودگاه چنای منتظر من بود تا مرا به خانه ببرد. هنگامی که از روی پل رودخانه آدیار عبور می‌کردیم، در میان ترافیکی که کاملاً متوقف شده بود، راننده یک اتوبوس عمومی در سمت مقابل جاده، در اتوبوس را باز کرد، بیرون پرید، از روی بلوار وسط پرید و به سمت من دوید تا با من دست بدهد. من همان‌قدر که غافلگیر شده بودم، نگران ناراحتی مسافران اتوبوس هم بودم، اما همه آن‌ها از جای خود بلند شده بودند و دست می‌زدند و تشویق می‌کردند. آن تشویق ایستاده تا به امروز یکی از باارزش‌ترین لحظات من باقی مانده است. من همچنین زمان‌هایی از شهرت غیرمستحق را تجربه کرده‌ام، به‌ویژه زمانی که در فرودگاه چنای منتظر برداشتن چمدان‌هایم بودم و یک طرفدار هیجان‌زده مرا با یک بازیگر سینما اشتباه گرفت و به سمتم دوید تا با من دست بدهد و با اشتیاق فراوان از بازی من در فیلم قبلی‌ام تعریف کند. من لبخند زدم و از او تشکر کردم، و او با خوشحالی دور شد، در حالی که روزش ساخته شده بود. خوشحال بودم که ناامیدش نکردم. آرونا، که کنار من ایستاده بود، با صدای بلند ابراز تعجب کرد که چرا نپرسیدم او به کدام فیلم اشاره می‌کند – حداقل می‌فهمیدیم آن مرد مرا با کدام بازیگر اشتباه گرفته است – و من خندیدم و پاسخ دادم: «چه جور بازیگری فیلم قبلی خودش را نمی‌شناسد؟»

🔴در سال ۲۰۱۵، وقتی یک طرفدار به نام مایکل رودنکو، که در مرکز سیارات کوچک در رصدخانه اخترفیزیک اسمیتسونیان در ماساچوست کار می‌کند، نام مرا برای یک جرم سیاره‌ای پیشنهاد داد، شگفت‌زده شدم. اصلاً نمی‌دانستم که فقط همین کار لازم بود! «۴۵۳۸ ویشی‌آناند» در اصل یک سیاره کوچک یا یک جرم آسمانی است که نه سیاره است و نه دنباله‌دار، و بین مدارهای مشتری و مریخ قرار دارد، با دمایی که در حدود -۲۰۰ درجه سانتی‌گراد در نوسان است. من بسیار هیجان‌زده هستم که می‌توانم به یک صفحه وب بروم و بررسی کنم که در هر زمان از روز در چه وضعیت قرار دارد، و با کمال میل وقتی مردم آن را سیاره می‌نامند، حرفشان را اصلاح نمی‌کنم.

🟢اکنون در شرایطی هستم که احساس می‌کنم می‌توانم به‌طور مؤثری رقابت کنم. وقتی مسیر همتایانم را با مسیر خودم مقایسه می‌کنم، می‌بینم که عملکرد خوبی داشته‌ام. اکثریت بازیکنان برتر امروز نصف سن من را دارند، با این حال به نظر نمی‌رسد که حرفی برای گفتن با هم نداشته باشیم. من از هر بردی که هنوز سر راهم قرار می‌گیرد لذت می‌برم، اما از برنامه‌ریزی برای آینده‌ای خیلی دور محتاط هستم، زیرا نمی‌خواهم فراتر از زمان خودم در عرصه‌های رقابتی این ورزش به حضورم ادامه دهم. من نمی‌توانم خودم را به عنوان نفر شماره ۵۰ یا شماره ۷۵ در جهان ببینم، که فقط در مسابقات آزاد پرسه می‌زند یا سعی در کسب سهمیه دارد. در صورتی که از شطرنج خود و مسیری که طی می‌کند راضی نیستم، باید شجاعت توقف را داشته باشم. گاهی اوقات می‌بینم که به دنبال نشانه‌هایی هستم که به من بگویند زمان کناره‌گیری‌ام فرا رسیده است، و سعی می‌کنم به این حس وارد شوم که زندگی برای من به عنوان یک بازیکن سابق چگونه خواهد بود.

⚪️تا کنون، من یک دوران حرفه‌ای رضایت‌بخش داشته‌ام، با ۵ عنوان قهرمانی جهان به نام خودم و بیش از مشتی بازی‌های فراموش‌نشدنی. در دوران رشدم، من هرگز در این ورزش مربی و راهنمایی فراتر از کتاب‌های شطرنجی که می‌خواندم و بازی‌های بلیتس که بازی می‌کردم نداشتم. به عنوان یک هندی، نمی‌دانستم که یک شطرنج‌باز موفق جهانی بودن به چه معناست زیرا هیچ‌کس در آن مسیر قدم نگذاشته بود. اکنون زمان من است تا به بازیکنان آینده‌دار کشور فرصتی بدهم تا با استفاده از تجربیات و آموخته‌های من، نام خود را مطرح کنند. از اینکه اولین استادبزرگ کشور باشم تا شاهد این باشم که شمار کسانی که به این مقام دست یافته‌اند اکنون از ۶۴ خانه سرریز شده و به یک صفحه جدید کشیده می‌شود، بسیار رضایت‌بخش است. هیچ چیز رضایت‌بخش‌تر از این آگاهی نیست که من نقش کوچکی در ایجاد علاقه و رشد این ورزش در هند ایفا کرده‌ام. گاهی اوقات، وقتی استادبزرگ‌های جوان برای بحث درباره بازی‌ها پیش من می‌آیند، این به من اجازه می‌دهد نگاهی به آنچه ممکن است زندگی آینده‌ام باشد، بیندازم. این همان چیزی است که من می‌خواهم به شکلی ساختاریافته‌تر، منظم‌تر و سازمان‌یافته‌تر دنبال کنم. برای کمک به بازیکنان جوان، خودم را با تمام تغییراتی که در دنیای شطرنج رخ می‌دهد به‌روز نگه می‌دارم – ترجیح می‌دهم بیکار ننشینم و در مورد روش انجام کارها در زمان خودم موعظه نکنم. سخنرانی عمومی و مشارکت من در سازمان غیرانتفاعی «تلاش برای طلای المپیک (QGQ)» که به عنوان یک مجرای حمایتی برای امیدهای المپیک از هند عمل می‌کند، همچنان به همان اندازه محکم در برنامه‌های آینده‌ام جای دارند.

🟣وقتی امروز به آخیل {پسر آناند} نگاه می‌کنم، سخت است متوجه این نشوم که او برخی از ویژگی‌های رفتاری خاص مرا دارد. مثل من، او خیلی زود کلاس‌های تنیس را رها کرد زیرا نمی‌توانست با این ایده کنار بیاید که از او خواسته شود به جای ضربه زدن به توپ در آن سوی تور، دور زمین بدود، و او از دعواهای خونینی که یک بازی فوتبال بین همسالانش می‌تواند به آن تبدیل شود، گیج می‌شود. او ترجیح می‌دهد توپ را بردارد و آن را به دست هر کسی که برای گرفتنش او را دنبال می‌کند بدهد تا اینکه هل داده شود. ایده او از اوقات فراغت حل کردن پازل‌ها و مسائل ریاضی است، درست مثل من و کتاب‌های شطرنج در جوانی‌ام.

🔵وقتی او به مدال‌ها و جام‌هایی نگاه می‌کند که اکنون در کمدهای شیشه‌ای اتاق نشیمن ما در چنای قرار دارند، می‌خواهم بداند که هر کدام داستان نبرد و پشتکار خاص خود را دارند. من رویای یک پسربچه کوچک را برای یک شغل داشته‌ام و امروز رایحه سفرها و بازی‌های بسیارم را همراه با لذت‌بخش‌ترین خاطرات و یادگاری‌های عجیب و غریب با خود به همراه دارم. با انجام بازی‌ام به روشی که داشته‌ام، یاد گرفته‌ام که مهم نیست اگر دنیا با شما همراه نیست یا ارزش شما را باور ندارد. گاهی اوقات بزرگترین حقایق در کلیشه‌ها پنهان هستند. مسیر خود را پیدا کنید، یاد بگیرید، تلاش کنید و در صورتی که پاداش کارتان شما را منتظر نگه می‌دارد، عشق خود را به آن از دست ندهید. فقط صدای رویای خود را در ذهنتان زنده نگه دارید و اراده را در قلبتان روشن نگه دارید.


✍️ مترجم : محمد فتاحی

🗂 منبع: کتاب Mind Master نوشته ویشی آناند - فصل دوازدهم


◀️بخش اول - بخش دوم - بخش سوم - بخش چهارم - بخش پنجم


✅@irchess
✅@irchessgroup
✅https://irchess.com
✅https://shop.irchess.com
Telegram
انجمن شطرنج ایران
♟از پیروزی‌های امروز و افق‌های فردا ✍️به قلم پانزدهمین قهرمان جهان، ویسواناتان آناند 🔵نمی‌توانم به یاد بیاورم اولین باری که احساس پیری کردم کی بود. لحظه‌ی قطعی‌ای وجود نداشت که افکارم را به خود مشغول کند و مرا از نزدیک شدن تولد دیگری دچار وحشت سرد کند.…
❤111👏24🔥8
July 11, 2026 25.1K 2 16