زمانی کمسنوسال بودم تا ابد و همیشه کمسنوسال میماندم تا اینکه دیگر اوضاع اینطور نبود. زمانی عاشق پسری به نام پیتر پن بودم.
پیتر خواهد گفت این داستان واقعیت ندارد، اما دروغ میگوید. عاشقش بودم، همهمان عاشقش بودیم، اما او دروغ میگوید چون پیتر همیشه میخواهد آن خورشید درخشانی باشد که همهمان دورش میچرخیم. هر کاری میکند تا آن خورشید باشد.
پیتر خواهد گفت من آدم بدهی داستان هستم، رفتاری ناروا با او داشتهام،
هیچوقت دوستش نبودهام.
اما پیش از این گفتم، پیتر دروغ میگوید.
این واقعیت ماجراست.
5September 4, 2026 42 7