Forwarded fromشب های روشن
هست شب، یک شب ِدم کرده و خاک، رنگ رخ باخته ست، باد، نوباوه ی ابر، از بر کوه سوی من تاخته ست. هست شب، همچو ورم کرده تنی، گرم در استاده هوا، هم ازین روست نمی بیند، اگر گمشده ای راهش را. با تنش گرم، بیابانِ دراز مرده را ماند در گورش تنگ، به دل سوخته ی من ماند، به تنم خسته که می سوزد از هیبتِ تب ! هست شب، آری شب. #نيما_يوشيج 🍁 @idlemoments
5October 8, 2020 18.5K 31