تو اون یه تیکه شعر که هیچوقت یاد آدم نمیره و روی لبام زمزمه میشه تو اون یه اسم که هر جا میرم دوس دارم بنویسمش رو دیوار تو اون دستخطی که صفحه اول کتابام یادگاری میمونه تو اون عکس تاشده و کهنه که به زور ته جیب کیف بزرگه نگهش داشتم و برای نگهداشتنش زورم به پوسیدگی و زمان نمیرسه تو اون یادی که هیچوقت از حافظه نمیره تو اون رویداد غیر منتظره تو آرزویی وقتی شمع ها رو فوت میکنم تو دعایی وقتی با خدا تنها میشم تو حسرتی وقتی هر بار گوشی زنگ میخوره ولی تو نیستی تو تمام محله هایی تمام کوچه ها تو تمام خیابونهایی تو تمام عابرهایی انگار...🍃💞 ✍فاطمه_عسگری
15
3
1September 3, 2026 749 6