تیره تر از شب است گیسویت ای به قربان روی دلجویت مثل حاتم زیاد بوده… — حدیث اشک — TG.ME

تیره تر از شب است گیسویت
ای به قربان روی دلجویت

مثل حاتم زیاد بوده علی
دوره گردِ شبانه کویت

این زبان الکن است در وصفت
هم خدا هم نبی ثناگویت

وقت مردن تو را که می بینم
با همان حال میدوم سویت

قبض روح مرا به گردن گیر
بِسِتان جان به تیغ ابرویت

نیست بر من گناه، میدانم
گر به سوی تو قبله گردانم

ولی اللهِ اعظم خلقت
کس شبیه ات نبوده در ساحت

گوشه ی میکده خرابم من
بهتر از تو نبود هم صحبت

در دیار خودم غریبم من
به نجف داده ای مرا عادت

من که مال از خدا نمیخواهم
حّب مولاست بهترین ثروت

برسان بر گدا عبایت را
گر نباشد برای تو زحمت

روز محشر علی علی گویم
در شلوغی تو را فقط جویم

سرّ لولاکی و ابالحسنی
تا قیامت تویی تو عشق منی

با مدد از تو بوده ابراهیم
اگرم کرده است بت شکنی

با دم روح بخش تو عیسی
باز گردانده روح را به تنی

زندگی میکنم به شوق همین
گفته ای چون فمن یمت یرنی

باز ما را نجف ببر مولا
دل ما را که تو نمی‌ شِکنی

ما چه خاکی به سر کنیم آقا
قید ما را اگر که تو بزنی

هر کسی دوستدار زهرا شد
از رفیقان خوب مولا شد

#شعر_مدح_امیرالمومنین_علی__ع
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
September 3, 2026 249 3