بابای من غریبی و غربت نداشت که جز دیدن ضریح تو حسرت نداشت که بابای من… — حدیث اشک — TG.ME

بابای من غریبی و غربت نداشت که
جز دیدن ضریح تو حسرت نداشت که

بابای من در آخر عمرش به سینه داشت
شوق زیارت تو و فرصت نداشت که

میخواست در اواخر عمرش به هیئتت
سینه زند برای تو قدرت نداشت که

در سردخانه گرم تر از عشق تو نداشت
او جز فراق روی تو وحشت نداشت که

تشخیص صورت پدر من به من رسید
گفتم عزیز فاطمه صورت نداشت که

#پدر
#مرحوم_حسین_فرخنده
#امیر_فرخنده

@hadithashk
😭5
September 3, 2026 389 4