خون او قصه ی سرخی‌ست که جریان دارد تربتش خاصیت دارو و درمان دارد یک… — حدیث اشک — TG.ME

خون او قصه ی سرخی‌ست که جریان دارد
تربتش خاصیت دارو و درمان دارد

یک نفر نیست که در دام نیفتد، اینها
برکاتی است که گیسوی پریشان دارد

برکت سفره‌ی نذریِّ محرم_صفر است
باقی سال اگر سفره‌ی ما نان دارد

چه کسی گفته که در جنت العلی‌ست فقط
شاه ما روی زمین روضه ی رضوان دارد

شرط ایمان به خدا گریه ی بر ماتم اوست
قول معصوم به این مسئله اذعان دارد

گریه بر زخم تنش رتبه پیغمبری است
سالها روضه او تازه مسلمان دارد

تکیه بر نیزه غربت زده در حالی که
لشگر جن و ملک گوش به فرمان دارد

شمر با خنجر کندش چقدر تندی کرد
ذبح با ضربه زدن درد دوچندان دارد

در غم غارت پیراهن او می‌سوزد
عاشقی که همه شب چاک گریبان دارد

دخترش کاش نیاید وسط قربان‌گاه
تا نبیند پدری بی‌سر و عریان دارد

صورت برگ گل و ظهر عطش بار عراق
دختر شاه و بیابان مگر امکان دارد؟

تازیانه!مخور آنقدر بر این جسم بس است
حوریه بر تن خود زخم فراوان دارد

بیشتر می‌شود ای ماه! بتابی امشب
دخترگمشده ای سر به بیابان دارد

معجرش نیست، نپاشید نمک بر زخمش
نوَز ای باد! در این شب، اگر امکان دارد

سنگ! بگذار به بالین تو سر بگذارد
آخر این طفل سه ساله، دو سه شب جان دارد

آه ای خاک! بیا سفره‌ی این دختر باش
پدرش سرزده می‌آید و مهمان دارد

#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#روضه
#گروه_شعر_یا_مظلوم
@hadithashk
❤1
September 3, 2026 614 35