با توجه به رابطهای که آخر فیلم اول بین اندی و میراندا شکل گرفت و نوع love, hate شون، من برای این فیلم انتظار هستهی دراماتیکتری مثل جنگ مطبوعاتی و رسانهای و همچنان کشش بین این دو نفر بودم. هستهی این فیلم جالبه. دور از انتظارمه اما جالبه. فیلم اول راجع به چیزی بود که در حال شکل گیری بود و فیلم دوم راجع به چیزیه که تقریبا چیزی ازش نمونده. توی فیلم اول میراندا و اندی مقابل هم بودن و حالا میراندا و اندی با هم در حال تقابل با جهانین که در حال تغییره.
اما ساختار روایت جذاب نیست. شبیه یه لیسته. از ابتدا اینجوریه که خب این و موفق شدن، اینم که موفق شدن و پشت سر گذاشتن، این موردم حل کردن و تا انتها همینه. به خودی خود بد نیست. زمانی بد میشه که گرهِ جدید، تازه زمانی اضافه میشه که گرهِ قبلی باز شده. انگار داریم یک مجموعه فیلم کوتاه میبینیم.
اما یک باگ خیلی بزرگ داره. در قسمتی از فیلم مکالمهای شکل میگیره که در اون اندریا، ذات مقولهی نوسازی رو نقد میکنه. من در ابتدا تصور کردم که طرح شدن این مسئله توجیه سازنده برای درکل ساخت فیلم دوم و تغییراتیه که فیلم نسبت به فیلم اول داره. اما با ادامه پیدا کردنش فهمیدم که اشتباه کرده بودم و اون برداشت که برای فیلم یک نقطهی مثبت در نظر میگرفتم، تبدیل شد به بزرگترین باگ اثر. اتفاقی که میفته اینه که در تمام طول فیلم اندریا در حال نقد کردن مدرنیزهاس. چه روابط مدرن، چه نسل جدید، چه دیجیتال سازی و درکل نوسازی از هر نوعی. که به خودی خود چیز خوبیه.
زمانی تبدیل به مشکل میشه که فرم و محتوا حرفشون یکی نیست.
من چندین مرتبه برگشتم به فیلم اول و دوباره برگشتم به فیلم دوم صرفا برای مقایسهی فرمی.ولی لباسای خیلی خوشگلی داشتن. به تنهایی ۱۰/۱۰.
منطق و جنس دوربین، حرکات دوربین و نوع و اندازهی نماها در فیلم دوم تا حدود زیادی پیرو زبان بصری فیلم اوله و حتی تدوین هم همراهیش میکنه. وجه تمایزشون اما نوره. نورپردازی به طرز محسوسی در فیلم دوم سافتتره. توی فیلم اول نور مستقیم خورشید و شاپ داشتیم. توی فیلم دوم نور کلی کم کنتراستتر شده و نور سفید خیلی کمتر و عمدتا از نور گرم استفاده شده. و در مجموع تصویر نرمتر و کنترل شدهتره. گرین و نویزی هم که در فیلم اول بخشی از بافت تصویر بود حذف شده.
تمام این ویژگیها و خصوصیاتی که گفتم خصوصیات سینمای امروزیه. از یه جایی به بعد به کل نورپردازی خصوصا در این نوع آثار جنسش تغییر کرد. نه به کل چون قاعدتا این به ترجیحات سازنده برمیگرده اما این اتفاقیه که افتاده. نتیجتا این فیلم از نظر بصری شباهت زیادی با اکثر فیلمهایی که امروزه منتشر میشن نداره.
اما چی میشه که میگم فرم و محتوا حرف یکسانی نمیزنن؟
محتوای فیلم تا حد خیلی زیادی نوسازی و تغییر رو نقد میکنه اما تصویر و استتیک فیلم از اصالتش فاصله گرفته و درگیر هرچیزی شده که امروزه اتفاق میفته.
