هر واقعهی بزرگ تاریخی (ارزشداوری را کنار بگذاریم، منظورم از بزرگ، واقعهی بااهمیت و مؤثر است، فارغ از خوب یا بدش) موجب بازگشت به خودِ تاریخ است. مثل یک آینهی تاشو که تصویرش را روی خودش (منتها با کمی تفاوت) منعکس میکند. حادثهای که در زمانی رخ میدهد و زندگی ملّتی را زیرورو میکند، مسائل تازهای را در برابر همه قرار میدهد که مجبورند با آنها دستوپنجه نرم کنند، یا از پس آنها برآیند و مهارشان کنند، یا با آنها کنار بیایند و تسلیم بشوند و وابدهند. چیزی که در زمانِ حالِ ملّتی پیش میآید، به هر حال سبب میشود که درباره سابقه و علتهای آن پیشامد، یعنی تاریخش، فکر کنند تا، در حدّ خود، زمان حالش را بفهمند و راه چارهای برای آیندهاش پیدا کنند و این، بیرون از ارادهی ماست. این تفکّر ناگزیر در باب گذشته معنای تازهای به تاریخ میدهد، چون از زاویهی تازهای به دنبال اثری که واقعهی تاریخی در ما کرده تاریخ را نگاه میکنیم؛ مفهوم تازهای هم از آن به دست میآوریم. | هویت ایرانی و زبان فارسی | شاهرخ مسکوب
هر واقعهی بزرگ تاریخی (ارزشداوری را کنار بگذاریم، منظورم از بزرگ،… — «انجمن گفت و گو فریان» — TG.ME
January 23, 2026 741 1