فرهنگ روش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزنوشتهای فرهنگ مهروش
منشورِ آگاهی مدرن
فرستۀ هشتم و پایانی.
ادامه از فرستۀ هفتم.
ت) رابطۀ آگاهی مدرن با فرهنگ و زیباییشناسی و آزادی معنوی
43. رنجِ نبودِ نظم و زیبایی پیششرطِ طلبِ آن است. زمانی مشکلاتِ کشور حل میشود که تکتک افرادِ کشور سلائقی متفاوت با سلائقِ اعصارِ پیشین پیدا کنند. تا زمانی که افراد از وضعیتی که با پیروی از افکارِ سنتی در جامعه پدید آمده است احساسِ انزجار نداشته باشند، همین وضعیتِ کنونی ادامه خواهد یافت.
کشور زمانی دچار تحول میشود که افراد بهراستی زیباییِ نظم و طبقهبندی، برنامهریزی، شفافیت، کارِ دستهجمعی، انسجام، حاکمیتِ ضوابط بر روابط، شایستهسالاری، آیندهنگری، دانستنِ قدرِ وقت، احترام به تخصص و دانش، و جهانی اندیشیدن و به افقهای دور نظر داشتن و سخنِ همۀ مردمانِ جهان از هر زبان و رنگی را شنیدن، زیبا بدانند.
44. کسانی که در وضعیتِ دورانِ پیشین عیبی نمیبینند و اگر لازم باشد خودشان هم برای رسیدن به خواستههایشان از شیوههای سنتی بهره میجویند و بست مینشینند و شفیع میجویند و از بزرگی برای حلِّ مشکلشان کاغذ میگیرند و رشوه میدهند و ترجیح میدهند شفاهی حرف بزنند و سندِ مکتوب دستِ کسی ندهند... خودشان بخشی از مشکلِ کشور اند؛ هرچند ظاهراً کشور را با کشورهای عقبمانده و پیشرفته مقایسه کنند و حرفهایی ظاهراً روشنفکرانه هم بزنند.
45. کسانی که آرزوهای فردیِ خاصی مثل پولدارشدن و خودروی زیبا سوارشدن و معروفشدن بهعنوانِ دانشمند و محقق نمونه و مصاحبهشدن در رسانه و امثال آن دارند و برای رسیدن به این آرزوها در کوتاهمدت میخواهند مشکلات را سریع و به هر شکلی حل کنند و به فکر راهحلهای زیربنایی نیستند‘ بهسختی میتوان گفت که خودشان بخشی از مشکل نیستند.
46. کسانی که پشتسرهم میگویند وضع زمانه خیلی خراب است لزوماً دلسوز کشور یا وضع زمانه نیستند. خیلیهاشان از خُبث و پلیدیِ طینت میخواهند جنایت کنند و به آلودگیها تن دهند، یا به احتمال قوی قبل از این دادهاند.
آنها با گفتنِ این حرفها به تو فقط میخواهند از احساس عذاب وجدانشان کم کنند و با تکرارِ مکرر این حرف به خودشان اینطور تلقین کنند که همه مثل من غرق در کثافت اند. نه! آدمهای پاک بههرحال هستند. از پاکان باش!
47. التزامِ فردی به این بینشها لزوماً جامعه را به جایی نمیرساند. باید میان افرادی که چنین بینشهایی دارند، همافزایی و تبادلنظر اتفاق بیفتد.
این زمانی ممکن است که در جامعه برای توسعۀ این بینش، نهادسازی صورت گیرد؛ نهادهایی همچون رسانههای نقاد، نظامِ آموزشیِ پرسشمحور، دادگاههای عادلانه و علنی و دیگر نهادهای مدنیِ شفاف پدید آیند و از جانبِ ما حمایت شوند. وجودِ این نهادهای اجتماعیِ حامیِ نقد، ضامنِ بقایِ خردِ نقاد است.
48. با روشنفکران همدلی و تفهم داشته باش! کسی که قرار است چیزی را به تو بفهماند و دلش برای تو میسوزد، نیز همدردِ تو است و مثلِ تو گرفتار است. ضمناً، دشمنی به بزرگیِ یک دولت ممکن است حریفش باشد که میخواهد با همۀ امکانات و رسانههایش راه را بر عرضۀ درست و کاملِ نظر او یا فهم صحیحش بربندد. برای فهم درستِ حرف روشنفکران و منتقدان تلاش کن.
روشنفکر و منتقد اگر از حدی واضحتر سخنش را بگوید، برایش گران تمام میشود. اینکه او حقیقتِ بزرگی را فهمیده است، هرگز دلیل نمیشود که تو وادارش کنی آن را طوری بگوید که مجبور به پرداختِ هزینۀ سنگین شود.
او مجبور است سخنان را با نظر به مصالحِ سیاسی، و به زبانی بگوید که حدالامکان برایش هزینهآفرین نباشد یا هزینهاش کمتر باشد؛ تو هم تلاش کن مسئولانه برای فهمیدن تلاش کنی و هرچه او دارد به زبانِ بیزبانی میگوید را بفهمی؛ نه اینکه چنان خود را به تجاهل بزنی که مجبور شود واضحتر از حدی که معمولاً لازم است بگوید و جانش را بر سرِ آگاهیبخشی به تو بگذارد.
49. تو نسبت به فهمِ سریعِ سخنانی که با زحمت حاصل شدهاند مسئول هستی! از میان میلیونها نفر که استعداد و توانِ نظری و انگیزههای مختلفی دارند یکیشان به مطالعه در زمینهای کشیده میشود که نه درآمدساز است و نه برای او فرصتِ همسویی با قدرتهای بزرگ و کسب درآمد یا قدرت یا شهرت را فراهم میکند.
اگر تو تحت تأثیرِ رسانههای حاکم یا هرچه از این قبیل ساده و راحت از نظریاتِ این یک نفر عبور کنی، کل کشور مجبور به پرداخت بهای سنگینی خواهد شد. گاه کنار گذاشتنِ دیدگاهِ یک منتقد و بیتوجهی به آن سبب میشود کشور بیش از یکصد سال گرفتارِ بحران بماند.
پایان.
@FarhangeRvesh
