فرهنگ روش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزنوشتهای فرهنگ مهروش
منشورِ آگاهی مدرن
فرستۀ اول از هشت فرسته.
مقدمه
در دویست سال اخیر گروههای مختلفی در ایران گمان بردهاند ما از جهان مدرن عقب ماندهایم چون لشکر یا قدرت سیاسی در سطح جهانی یا مهندسی و فناوری یا علم تجربی یا کنترل روی تکتک شهروندان یا سلیقۀ زیباپسند و هنردوست یا اندیشۀ انتقادی یا نهادهای اجتماعی مدرن یا دولت مقتدر یا... هرچه از این دست نداشتهایم.
من فکر میکنم یک عامل زیربناییتر هم هست که تا نباشد، هیچیک از این عوامل به سمت اصلاح نخواهد رفت: آگاهی. آگاهی اساسِ مدرنیته است. فرقِ آدمِ آگاه و ناآگاه، مثل فرقِ بچهای است که فکر میکند مادرها به بیمارستان میروند و خدا به ایشان بچه میدهد، با کسی که میداند نُه ماه قبل چه اتفاقی افتاده است.
جهانِ مدرن، بر نوع خاصی از آگاهی بنا شده است. من اکنون میخواهم برپایۀ تجربۀ زیستۀ خودم این آگاهی را توصیف کنم. قصدم از این توصیف تأیید آگاهی مدرن نیست؛ اما معتقد ام اگر بخواهیم جهانِ مدرن را بفهمیم، باید منطق این آگاهی را بفهمیم.
بهطبع بعد از شناخت این بینشها ممکن است آنها را نپذیریم و نادرست بدانیم یا آنها را بپذیریم و درست و عالی بشناسیم. درهرحال، تا آنها را درست نشناسیم نخواهیم توانست بدانیم در چه نقطهای از عالمِ هستی واقع شدهایم و چه بینشهایی در جهان در عصر جدید شکل گرفته است.
یادآوری: اینها بینشهای مدرن اند. خیلی از جوامع دورۀ مدرن را پشتسر گذاشتهاند و بینشها و آگاهیِ دورۀ پساتجدد را تجربه دارند میکنند. فعلاً هدفم شناساندنِ بینشهای تجددخواهانه است. نکتۀ مهم دیگر هم این است که مکاتب مدرنِ مختلف بهنظرم همه این مبانی را میپذیرند، گرچه هریک در مقام تزاحم و تعارض میان این اصول و مبانی ممکن است راهی متفاوت با دیگری درپیش گیرند.
#دلنوشت | #تجربه | #بحثعلمی
بقیه در فرستۀ دوم.
@FarhangeRvesh
Telegram
فرهنگ روش
روزنوشتهای دکتر فرهنگ مهروش
دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی گرگان
[email protected]

3September 11, 2026 169 2 2