ای کسی که زانوی غم و ناامیدی بغل کردهای،
بر دورماندنت اشک بریز
چراکه هیچکس برایت از نعمت و شیرینیِ ایستادن در سنگرهای دفاع از حق و سختیهای راه خدا نگفت. فقط از خستگی و رنج برایت گفتند، اما شیرینیِ جهد و رنج در راه خدا را برایت وصف نکردند...
برای تو نگفتند از آن آرامشی که خداوند، بیآنکه بدانی، در قلبت میکارد؛
اینکه چگونه راهت را استوار میکند و از تو محافظت مینماید؛
اینکه چگونه با همراهی و معیت خدا گام برمیداری،
و چگونه فکر، راهحل و فرصت مناسب روزیات میشود...
اینکه خداوند چگونه اسباب موفقیت را برایت فراهم میکند و همراهانی نصیبت میسازد که روزی حتی دیدارشان را هم در رؤیا نمیدیدی...
به تو ستم کردهاند، آنان که نگفتند این راه، غربتی با طعم عسل است و عزتی با طعم جاودانگی؛
رشد و ارتقایی است بینیاز از مدال و نشان، که معیارش تنها اندازهی رضایت خداوند است؛ رضایتی که آثارش در گشایشها و پیروزیهای این راه آشکار میشود
و برای پیمودن این راه، تنها یک شرط وجود دارد:
« اخـلاص»
اگر همهی اینها از دستت رفته، بر آن گریه کن
و با توشهات بهسوی میدانهای خدمت و دفاع بشتاب؛ تا شاید از گورِ این دنیای فانی رهایی یابی
@fanus9 | فانوس
27
3
2September 5, 2026 996 10