دیشب هم این رفیق کوچولوم با پدرش اومده بود مزرعه پیشم، تخمه و شیرینی… — فانوس — TG.ME

فانوساین روزها مشغولیت و خستگیم خیلی زیاده و حتی بیشتر شبا هم مزرعه می‌مونم خواستم از همین تریبون از خدمت دوستانی که مدتیه احوالشون رو نپرسیدم معذرت خواهی کنم به یادتونم ولی خب واقعاً خستم...
دیشب هم این رفیق کوچولوم با پدرش اومده بود مزرعه پیشم، تخمه و شیرینی و شربت با خودش آورده بود،هی میگفت عمو شیرینی‌ها رو همه‌ش رو بخور ما خودمون تو یخچال خونه‌مون کلی شیرینی داریم
آخر شب هم که سردش شد رفت زیر ملحفه فقط سرش بیرون بود و رگباری داشت سؤال می‌پرسید

کاش صداشو ضبط می‌کردم واستون
😍49😁26❤18❤‍🔥2
August 23, 2026 2.8K 7