دیشب هم این رفیق کوچولوم با پدرش اومده بود مزرعه پیشم، تخمه و شیرینی و شربت با خودش آورده بود،هی میگفت عمو شیرینیها رو همهش رو بخور ما خودمون تو یخچال خونهمون کلی شیرینی داریم
آخر شب هم که سردش شد رفت زیر ملحفه فقط سرش بیرون بود و رگباری داشت سؤال میپرسید
کاش صداشو ضبط میکردم واستون

49
26
18
2August 23, 2026 2.8K 7