فَرا࣫͝ق یٰار ִֶָنامهای ششم... " باید از کلمهی «یار» کهکشانی بسازم که دائم به دور خورشید چشمانت بگردد. آبیِ قَلبِ کوچکم؛ در مصاف با عشقی که عطر لالههای واژگونِ زاگرس داد میداد، بردن جان ما روا بود. مرا چه به قضاوت اغیار، وقتی که آغوشت پناهگاهـم باشد به وقت دلتنگـی و غزلهایی…برای همیشه نفرستاده ماند ...مثال نامه های دیگرم...t.me/Fahraq_yar/6206Translate83211111111August 30, 2026 532 2