" باید از کلمهی «یار» کهکشانی بسازم که دائم به دور خورشید چشمانت بگردد.
آبیِ قَلبِ کوچکم؛ در مصاف با عشقی که عطر لالههای واژگونِ زاگرس داد میداد، بردن جان ما روا بود.
مرا چه به قضاوت اغیار، وقتی که آغوشت پناهگاهـم باشد به وقت دلتنگـی و غزلهایی در که گوشم نجوا میکنی آرامِ جان من است.
اکنون هرچقدر بیشتر میبینمت، میبوسمت و میان شعرهایمان نوازشت میکنم پی میبرم که تو انتهای عاشق شدنی و پس از تو هیچگاه این چنین قلبم نخواهد لرزید "
𝒜𝓇𝓂𝒾𝓃 •
• فراقیار ؛)☘
• @Fahraq_Yar •
🤖• ربــات فــونت و زیبا نویس "
🤖•ربات ،رباتساز با سرعت عالی "

