از: کسی که رهایش کردی
به: تویی که رنجهایم را نادیده گرفتی
تو برنگشتی.
از پستچی خبری نشد.
دیگر هیچوقت نامهات نیامد.
کسی زنگ درِ خانهام را نزد.
باران بارید.
قهوهام ریخت کفِ آشپزخانه.
هیچکس از تو خبری نداشت.
قناریام دق کرد و مُرد.
و ماهیهای حوض همگیشان تمام کردند.
این همه بدبختی ریخته است روی سرم؛
تو هم که نیستی...
5September 3, 2026 339 4