گفت: «حرکت را در فعلیت نشان بده.» پرسیدم: «یعنی چی؟» گفت: «ننویس… — Evening light☕️ — TG.ME

.. . گفت: «حرکت را در فعلیت نشان بده.» پرسیدم: «یعنی چی؟» گفت: «ننویس نگاهش روی دختر قفل شد. بنویس نگاهش از ابروان باریک زن تا چشمان سیاهش سر خورد. زن سرش را پایین انداخت.» گفتم: «خب؟» گفت: «خب، یعنی نگاه باید کاری بکند. آدم‌ها هم همین‌طور. راه بروند، مکث کنند، دست بکشند، عقب بکشند، چیزی را بردارند و دوباره سر جایش بگذارند. حرکت، تصویر را زنده می‌کند.» نوشتم: «هر بار که از پله‌های طبقه سوم پایین می‌آمدی، کفش‌هایت را نگاه می‌کردم. بند یکی از کفش‌هایت همیشه شل بود. عادت داشتی نوک کفشت را روی زمین بکشی تا بند از زیر پا در برود. آن روز باران می‌آمد. زیر سقف کوتاه کافه ایستاده بودی و قطره‌ها از لبه موهایت پایین می‌آمدند. خواستم طره نمناک بیرون مانده از شالت را کنار بزنم اما انگشتانم را زیر میز درهم فرو بردم. لبخند زدی. فنجانم را برداشتم و آن‌قدر چرخاندمش که قهوه به دیواره سفیدش خط انداخت. گفتی: «چیزی می‌خواستی بگی؟» نگاهت کردم. به لب‌هایت و تا چشمانت بالا آمدم. گفتم: «نه.» کاش یکبار دیگر می‌پرسیدی اما سرت را پایین انداختی و با نوک انگشت، قطره‌ای را که از روی میز راه افتاده بود دنبال کردی. قطره به لبه میز رسید و افتاد روی سفیدی شلوارم. لبخند زدی. خندیدم. کنارت قدم زدم تا خانه. پایت را روی پله اول گذاشتی. خواستم صدایت کنم. با نام کوچک. سرفه‌ام گرفت. برگشتی. دستت را روی نرده گذاشتی و منتظر ماندی. گفتم: «هیچی.» گفتی: «باشه.» و برگشتی. چند پله دنبالت آمدم. دو پله مانده به تو ایستادم. دستم را بالا آوردم تا شانه‌ات را لمس کنم. انگشتانم چند سانتی‌متر مانده به پوستت ماندند و برگشتند کنار بدنم. تو برنگشتی و رفتی.» می‌دانی. آن‌قدر در فعلیت حرکت کردم که رفت. گاهی باید با صدای بلند گفت. رک و راست. گفت: «نمی‌توانستی. تاب و توانش را نداشتی وگرنه میان همین حرکت‌ها، رفتن و آمدن‌ها، خواستنت را می‌دید. باید تمرین کنی.» رویم را برگرداندم و خیره شدم به خیابان بیرون. گفت: «بنویس با دست بخار وسط پنجره را پاک کرد و به ردپای جا مانده بر برف روی پیاده‌رو خیره شد.» گفتم: «زندگی داستان نیست.» گفت: «تو آدمش نیستی. باید بنویسی ... .» از خانه بیرون زدم. کانال درد‌ِ دل‌های شبانه من https://telegram.me/majidghadyani

Telegramدردِ دل‌های شبانه منمی‌نويسم شايد آرام گيرم. Admin: https://t.me/Ghadyanimajid
❤10💔5
August 23, 2026 322 4