تروما خط داستان زندگی را قطع میکند.
نه فقط به این معنا که «اتفاق بدی افتاده»، بلکه به این معنا که روایت پیوستهی «من کی هستم و زندگیام دارد به کجا میرود» ناگهان گسسته میشود.
قبل از تروما، زندگی برای ذهن شبیه یک داستان با توالی منطقی است: گذشته ⬅️ حال ⬅️ آینده.
بعد از تروما، زمان ترک میخورد؛
گذشته به شکل فلشبک و بدنمحور هجوم میآورد،
حال بیثبات میشود و آینده مبهم یا حتی ناممکن به نظر میرسد.
در این وضعیت، فرد احساس میکند زندگیاش دو پاره شده:
«قبل از آن فاجعه» و «بعد از آن فاجعه».
و مشکل دردناک این است که داستان زندگی دیگر ادامهدار نیست،
انسجام ندارد، و معنا از آن بیرون ریخته است.
از نگاه درمانی، بخش مهم کار این نیست که تروما را «پاک» کنیم، بلکه این است که کمک کنیم روایت دوباره قابل ادامه شود؛
🔴نه با حذف زخم، بلکه با جا دادن آن در داستانی بزرگتر که هنوز امکان انتخاب، معنا و حرکت در آن وجود دارد.
شما هم این روزها، داستان زندگیتان قطع شده؟
دکتر پرستو امیری
رواندرمانگر
@engaarr
15
4
1January 29, 2026 1K 1 12