تبعیض و بیعدالتی اغلب زخمی عمیقتر از فقر بر روان انسان میگذارند، زیرا فقر همیشه بهمعنای فروپاشی کرامت انسانی نیست.
فقر، اگر دستجمعی باشد (مثلاً در شرایطی چون قحطی که همه بهطور نسبی در آن برابرند و رنج به شکلی عادلانه توزیع شده) حتی میتواند حس همدلی، همسرنوشتی و پیوند انسانی را تقویت کند.
اما بیعدالتی و تبعیض، رنج را شخصی، تحقیرآمیز و انزواگر میکند.
فرد را به این نتیجه میرساند که محرومیتش نه از سر تقدیر جمعی، بلکه نتیجهی نابرابری و نادیدهگرفتهشدن است.
در اینجاست که رنج از سطح نیازهای مادی فراتر میرود و به فرسایش اعتماد، کرامت و معنای زندگی بدل میشود.
بیعدالتی نهفقط منابع مادی، بلکه اعتماد به جامعه، احساس تعلق و باور به منصفانه بودن جهان را میفرساید؛ و وقتی این باورها فرو میریزند، رنجی شکل میگیرد که حتی با بهبود شرایط اقتصادی نیز بهسادگی ترمیم نمیشود.
دکتر پرستو امیری
8
1
1January 5, 2026 721 4