چرا در بحران‌ها تحمل مخالفان را نداریم و هر "دیگری" به "دشمن بدل… — اِنگار — TG.ME

چرا در بحران‌ها تحمل مخالفان را نداریم و هر "دیگری" به "دشمن بدل می‌شود؟


دکتر پرستو امیری
متخصص روانشناسی سلامت
روان‌درمان‌گر

درد، ترس، و درماندگی؛ این‌ها چکیده‌ای از حس مشترک مردمی است که سال‌هاست در بحبوحه بحران‌های پی‌درپی اقتصادی و سیاسی زندگی می‌کنند.
در چنین شرایطی، ناگهان مشاهده می‌کنیم که آستانه تحمل اجتماعی به شکل خطرناکی کاهش یافته و مردم به جای هم‌دلی و گفت‌وگو، به راحتی به جان هم می‌افتند و با تندی و خشونت کلامی به نظر مخالف حمله می‌کنند.

پرسش این است: چرا در کوران بحران، افراد هرکس را که خارج از چارچوب ذهنی‌شان باشد (خواه طرفدار گروهی خاص، خواه منتقد اعتصاب، یا هر دیدگاه دیگر)، مورد توهین و حمله قرار می‌دهند؟

​این پدیده، ریشه‌ای عمیق در روان‌شناسی فردی و پویایی‌های اجتماعی بحران‌زده دارد.
درک این دلایل کمک می‌کند تا متوجه شویم چرا در غیاب امنیت و امید، «فحاشی» جایگزین «بحث» می‌شود.


​۱. فشار اقتصادی، عامل اصلی تنش و اضطراب

​مهم‌ترین عامل در فروپاشی تاب‌آوری اجتماعی، فشار اقتصادی است.
وقتی دغدغه اصلی مردم تأمین نیازهای اولیه مانند غذا، دارو، و مسکن می‌شود، سطح استرس و اضطراب در جامعه به بالاترین حد می‌رسد.
در شرایط استرس شدید، بخش منطقی مغز (مسئول کنترل هیجانات) تضعیف شده و واکنش‌های غریزی و پرخاشگرانه فعال می‌شوند.

​در این حالت، منابع محدود تلقی می‌شوند؛ یعنی اگر دیگری سهمی ببرد، من سهم کمتری خواهم داشت. این نگاه «بازی با حاصل جمع صفر»، رقابت را به دشمنی تبدیل کرده و جستجوی «مقصر» را به یک نیاز روانی تبدیل می‌کند.
خشم انباشته شده از شرایط معیشتی، به جای هدایت به سمت منشأ اصلی، به سمت اهداف امن‌تر و در دسترس‌تر، یعنی هم‌وطنانی که نظر متفاوتی دارند، منتقل می‌شود.


​۲. نیاز به هم‌گروهی و شکل‌گیری "ما و آن‌ها"

​در شرایط ناامنی، افراد به شکل غریزی به دنبال هویت‌یابی در گروه‌هایی هستند که امنیت روانی و فکری آن‌ها را تضمین کند. این تمایل به شدت باعث قطبی‌شدن جامعه می‌شود.
​وقتی فرد در گروه‌بندی‌های سیاسی یا اجتماعی جای می‌گیرد، دیدگاه‌های آن گروه به بخشی از هویت شخصی او تبدیل می‌شود.
بنابراین، نقد یا مخالفت با آن دیدگاه، دیگر یک بحث سیاسی ساده نیست، بلکه تبدیل به یک تهدید علیه هویت و وجود فردی می‌شود.
واکنش به این تهدید، معمولاً دفاعی و بسیار هیجانی است و ساده‌ترین راه دفاع، «حمله کلامی» یا «فحاشی» است.

​۳. تبدیل بحث به جنگ برای "پیروزی مطلق"

​در شرایط بحران، هدف از گفت‌وگو از «یافتن راه‌حل مشترک» به «پیروزی مطلق بر رقیب» تغییر می‌کند.
فرد مخالف، دیگر یک هم‌وطن با دیدگاهی متفاوت نیست؛ او تبدیل به یک «دشمن» می‌شود که باید شکست بخورد یا حداقل ساکت شود.
​فحاشی و استفاده از برچسب‌های تند، در واقع تلاشی برای بریدن راه گفت‌وگو و مشروعیت‌زدایی از مخالف است.
این رفتار سیگنالی قوی به هم‌گروهی‌ها نیز ارسال می‌کند: «من کاملاً متعهد به این جبهه هستم و با دشمنان خود مذاکره نمی‌کنم.»
در این فضا، توهم «پیروزی مطلق» بر دیدگاه‌های دیگر، نیاز به شنیدن و درک متقابل را از بین می‌برد.


​۴. تأثیر تشدیدکننده فضای مجازی

​فضای مجازی به شکل یک کاتالیزور قدرتمند، این رفتارها را تشدید می‌کند. ناشناس بودن نسبی در فضای آنلاین، افراد را از پیامدهای واقعی پرخاشگری کلامی (که در دنیای واقعی با درگیری فیزیکی یا انزوای اجتماعی همراه است) مصون می‌دارد.
نبود زبان بدن و تماس چشمی نیز باعث می‌شود فحاشی راحت‌تر و سریع‌تر اتفاق بیفتد، زیرا فرد درد و رنج طرف مقابل را احساس نمی‌کند.
علاوه بر این، الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی اغلب محتوای تند و هیجانی را بیشتر به نمایش می‌گذارند و این سیکل باطل خشونت کلامی را تقویت می‌کنند.

​در نهایت، تنش، خشم، و درماندگی ناشی از بحران، جامعه را به نقطه‌ای می‌رساند که مردم به جای تکیه بر ابزارهای منطقی، برای دفاع از هویت شکننده خود، تنها اسلحه در دسترس یعنی کلمات تند و فحاشی را به کار می‌برند تا مرزهای «ما» را از «آن‌ها» جدا کنند و از فشار روانی خود بکاهند.
👇👇👇
http://Www.instagram.com/dr.parastoo.amiri
❤4👍2👏2
January 2, 2026 1.2K 9