به خانه‌ی کسی می‌روید و می‌بینید چاه فاضلابش گرفته، و او مشغول… — اِنسان_یّات — TG.ME

به خانه‌ی کسی می‌روید و می‌بینید چاه فاضلابش گرفته، و او مشغول تخلیه‌ی آن با کاسه است، و به مهارتش می‌نازَد.

خوب که دقت می‌کنید، می‌بینید که کاسه‌اش از طلاست، و مُزیّن به گوهرهای گران‌بها.

چه حالی به شما دست می‌دهد که کاسه‌ای از طلا، در میان خلا، به‌دست ابلهی نادان است؟

این مثالی‌ست که مولانا در فصل دوم از کتاب "فیه ما فیه" می‌زند (با کمی تصرف).

او می‌گوید، این مثال، داستانِ زندگی بیشترِ ما آدمیان است.
خداوند کاسه‌ای طلایی به نام عُمر و فرصت و استعداد و توانمندی به ما داده؛ و وجود ما را کرامت و بزرگی و عزت بخشیده (وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ؛ اسرا، ۷۰)؛ و ما شبانه‌روز، در حال پُر و خالی کردنِ آن با چیزهای بیهوده و پوچ، هستیم؛ و به این نادانی خود احساس مباهات و غرور هم می‌کنیم.

┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄
✍️ محسن زندی
🆔 @DrMohsenZandi
❤27👍20👏9🤷‍♀1
July 22, 2026 907 20