درواقع اگر بخوام بهرسم همیشگی نظر خودمرو بگم، باید بگم که فارغ از برومنس و گیوایب بودن بسیار این سریال [😭😭] چیزی که این سریالرو برای من متفاوت کرد، خودِ داستان نبود؛ و اون ایدهای بود که پشت اون قرار داشت، یعنی همین که اگر یک سیستم نمیتونه عدالت رو اجرا کنه، آدمها یا در سطح کلان، جامعه تا کجا حاضره برای ساختن عدالت پیش بره.
و خب کرکتر یوهان برای من جذابترین بخش همین سؤال بود. شخصیتی که نمیشه مطلقا عاشقش بود یا مطلقا ازش متنفر بود. یعنی وقتی میخوای همذاتپنداری کنی یه جاهایی میتونی بفهمی چرا اینطوری شده، با بعضی تصمیمهاش همراه میشی و میگی ایول و حتی از مجازات آدمهای فاسد [مثل پیر سگ بنیاد اجتماعی] لذت میبری؛ اما همزمان نمیتونی چشمت رو ببندی و فراموش کنی که یوهان خودش هم در حال ساختن یک سیستم جدید از قدرت براساس منافع شخصیه حتی با سواستفاده و تبعات بیشتر :)) و خب چیزی که بیشتر از هرچیزی هم به چشم میومد، همین خاکستری بودن ماجرا بود؛ اینکه مرز بین عدالت و ناعدالتی رو درک کنی. سریال مدام آدمرو را بین حق با یوهانه اما روشش درست نیست نگه میداره و هیچ صفر و صدی وجود نداره.
بعد از همهی اینها چیزی که واقعا دوست داشتم و حیفه نگم، کمیستری بینظیر بین یوهان و گائون بود، اصلا کلمات در حد و اندازهای نیستن که بتونم توصیف کنم شیمی بینشونرو 😭😭.
— در انتهــا نگــاه مَــن بــه قــاضــی شیــطــان '
August 10, 2026 3.9K 26

