چند وقتیست حال من خوب است
بوسه گل داده کامِ سیگارم
روزها گرمِ صحبتم خورشید
شب به شب ماه در بغل دارم
*هم ردیف تو می شود شعرم*
*شوق پیراهنم به رقص آید*
*پیچکی لخت در تو می پیچم*
*تن ت تن تن تنم به رقص آید*
از همان شب که ترس موهایت
ریخت از بین چار انگشتم
بند بندِ لباس خوابت نیست
که شبی جا نمانده در مشتم
*پیک پیک از ترانه نوشیدیم*
*پای مستی به رقص، سر بردیم*
*دست بردم به گودیِ کمرت*
*استکان، استکان بهم خوردیم*
در میانِ دو نیمه ی خورشید
روی خطِ تقارنِ مرداد
فروهر هم به کفر شد زنجیر
تا گناهم به گردنت افتاد
*لخت کوتاه دامنت گاهی*
اختیارات شاعریِ من است*
*اختیارات شاعری یعنی*
*دست شعرم درون پیرهن است*
خط به خط می شوی نفس نفسم
در شماره شماره ها مانده
صفز، نه، یک... شماره ی خطت
بر سرانگشت عشق جا مانده
*تا که چشم تو راه می افتد*
*سیب از دست ماه می افتد*
*اینهمه های و هو ندارد عشق*
*اتفاق است... گاه می افتد*
✍️ *داریوش برزو*
June 22, 2026 4