.
حالا نوبت گریه است
مبارزه عیان و بیحاجت است
که این دستهای بریده
میخواستند گل بکارند
کف بزنند تووی عروسی
یا با خمیر بازی برای بابا ماشین درست کنند
[یارالاروا گوربان بالا
هارا گدیردون]۱
کجا میدویدی آنها همه جا هستند
ببین مرا پیدا کردهاند و به فلجم رحم نمیکنند
[بوویا گوربان بالا]۲
کجا میخواستی قایم شوی
آنها همه جا هستند
حتی اینجا وسط روضهای که برای تو تنهایی میخوانم
[جانیم یاندیدا
یاندیم بالا]۳
گفتم که تو اینکاره نیستی و
همه اینکارهها
رفتهاند سفر و تا برگردند
خون تو لابلای عاج لاستیکها و کفشها چشم مرا درآورده است
[کیمه دییم دردیمی]۴
کَسم تو بودی
با کی برای تو گریه کنم
خندهی خانه و خانواده که بوی خون و شیر میدهی حالا
[آغلاماسام اوللم]۵
یعنی
نوبت آخر است و حتی اگر
زخم تو جلادم کند
گریه از چشمم جدا نخواهد شد
۱۴خرداد ۱۴۰۵
داوود جمالی
------------------------------------------------------
۱-قربون زخمات بچه
کجا داشتی میرفتی
۲- قربون قدت بچه
۳-جونم سوخت
سوختم بچه
۴-دردمو به کی بگم
۵-گریه نکنم میمیرم
@davood_jamali
Instagram ID: davoodjamalii
June 4, 2026 1.5K 7