✍
می رفتنم به ماه ِ شب مات بودنات
باغاتِ ماه و ماه به باغات بودنات
***
رقاصهی هزار جریب از ضمایرم
من با تو دایرم تو که مینیست بایرم
موصوف هر صفت که بخواهیم میشوم
ماهی حوضِ ماهِ نهاییم میشوم
[میگفتنم به یاد تو میآید از هنوز؟
آه از هنوز ها که چه میزاید از هنوز!]
غار غم است وا شده در روبروی من
باران چه هار میگذرد از گلوی من
خالی تر از نتیجه ی پیغمبران منم
امید خسته ی زن صاحبقران منم
رنج درختکاری دیوانه در کویر
کاریدمت درختچه گیج گوشه گیر
شکل لبت به صورت برفی [گلی دمید]
شکل از دمیدن گُل ِ "هی شکل میدمید"
نامت عجب عذاب کشید از گلوی ِ نیست
دور تو را حصار شد از توو به تووی نیست
خاکستر از شکایت ِ ماهی، کباب شد
ظرف غذا برای تماشا کتاب شد
عکس تو در دریدگی خانه قاب شد
تصویرها خرابِ خرابِ سراب شد
شب مانده است پس تو چرا زود میروی
دودی مگر که از بر ِ داوود میروی!؟
بنشین برای صحبت ِ صبح ِ نمیرسد
صبحِ نمیرسد به درک، که نمیرسد
شب جای گریه، آب به چاه جهان شدم
جای گلایه دوستِ بازیگران شدم
نقشی گرفتم از لب و لب ریختم به هست
لب ریختم به شیوهی می در دهان ِ مست
[مست از اتاق پر زد] و در خانه سوختم
عینالقضاتی از شب ِ دیوانه سوختم
دیو از میان متن برون شد فرشته شد
متنی که پیش چشم تو با خون نوشته شد
[سوغات غربت است ببوس و فرو بده
اندوه تربت است بسوزان و بو بده]
قرمز تر از تمام جهان با تو سوختم
من با تو سوختم [چه شدم تا تو ]،سوختم
***
شالودهی شکستهپیِ لودگان شدیم
آنچه قرار بود نباشیم آن شدیم
داوود جمالی
@davood_jamali
Instagram ID: davoodjamalii
November 15, 2025 1.6K 10