✍️
مایلم به سکس با هندسه
در مُوَرَبات طنین
بسامدات کلام و
عطر تو
هیجان دارم برای هجاها
لغتِ دست را که مسح میکنم
[به اندام ِ نامت]
و از فکرِ انگشتم به لبت
کام میگیرم
وعظم خراب است
که اثر نمیکند [گفت]
یک جا نمیماند رفت
زیرا که میخواهم هی
و کی دیگر دوباره از خاکی گیاهی گوشتی چیزی بربیایم و کی دوباره یادم بگیرد به اینکه یک بار است و کو تا دوباره و طوری بتابم که برای همیشه زنده بمیرم پس:
دست دست
عاقلا رقص
شاعرا رقص
حالا بر عکس
[دست دست]
که پس خوردهام از هر کس و ناکس
دست نمیکشم از بس که دست، لغت تحریککنندهایست
[یا دست نمیکشم از بس که دست ِ لغت تحریک کننده است]
برای لبهام
که فکر انگشتت را روی لب
زمزمه میکند
وقتی دندان
روی جگر است و
مهندس، میل کرده است تو را که قی کردم من.
داوود جمالی
از مجموعه «فیگورهای روح»
@davood_jamali
Instagram: davoodjamalii
November 4, 2025 1.4K 17