یک دوست صمیمی دارم، کلا خودشو غرق کار کرده چند سالی میشه. یکبار بهش گفتم داری چکار میکنی با خودت! تفریحی، سرگرمی، چیزی! گفت من میخوام فقط کار کنم، کار، کار، کار، با خودم بستم که چهل سالگی به بعد میخوام برم تفریح کنم.
واقعیت همینه. قرار نیست کلا تو حال زندگی کنی و آینده رو نسازی، و قرار هم نیست کلا غرق آینده بشی و از حال استفاده نکنی.
🎲 بعد یک روز پرفشار، نیم ساعت که میشه بازی کرد، نمیشه؟ فعلا با این بازیها میخوام شروع کنم. چون تضمینی وجود نداره اون آیندهای که من روزی 2 ساعت وقت آزاد برای بازی کامپیوتری خواهم داشت، برسه
𝓓𝓪𝓷𝓲𝓢𝓹𝓱𝓮𝓻𝓮


