اینجا که اسمش جزیره اس، این خونه که روی آبه
اینکه دلش خونه دریا، اینکه دل من کبابه
اینکه نمی باره بارون، این ابر که پاره پاره اس
اینا همه اش شعره خالو، اینا همه اش استعاره اس
اینکه در خونه من با یه لگد باز میشه
هر کسی اینجا بمونه، اکتاویو پاز میشه
اینکه غروبو کسی از سنگِ پَسینی ببینه
اینکه یه آدم بتونه رو سنگ مرغون بشینه
اینکه نمی باره بارون، این ابر که پاره پاره اس
اینا همه اش شعره خالو، اینا همه اش استعاره اس
اینکه شرایط به شدت نا پیش بینی پذیره
این بادِ گاهی گداری در حول و حوش جزیره
اين خاک هايی كه سرخ و اين آب هايی كه آبی
اين باد كه باشعوره قدّ يه آدم حسابی
اين باد كه باشعوره قدّ يه آدم حسابی
اين باد كه باشعوره قدّ يه آدم حسابی
اینکه نمی باره بارون، این ابر که پاره پاره اس
اینا همه اش شعره خالو، اینا همه اش استعاره اس...
امیر مهدی اصغری