۱۳۹۸ اعلام شده بود که ۲۷۲۶ روستا فاقد سامانه آبرسانیاند و حدود ۲۵۱ هزار روستانشین آب خود را با تانکر دریافت میکنند. اجرای پروژههای بعدی بدون تردید این وضعیت را تغییر داده است، اما ادامه آبرسانیِ سیار و محرومیت صدها روستا نشان میدهد که اتکا به تانکر هنوز از یک راهکار اضطراری به شیوهای طولانیمدت تبدیل شده است.
بحران آب برای فقرا هزینه بیشتری دارد
قطع و افت فشار آب، هزینه تأمین این نیاز اساسی را از دولت به خانوارها منتقل کرده است. خانوادهها ناچارند مخزن، پمپ، آب بستهبندیشده یا آب حملشده با تانکر خصوصی تهیه کنند. خانوارهای کمدرآمد توان خرید مخازن بزرگ، پمپ مناسب یا آب خصوصی را ندارند و درنتیجه بیشتر در معرض بیآبی، استفاده از آب ناسالم و اختلال در بهداشت روزمره قرار میگیرند.
زنان و کودکان در بسیاری از روستاها بخش بزرگی از بار جمعآوری، نگهداری و مدیریت آب محدود خانوار را بر دوش دارند. قطع آب همچنین مدارس، مراکز بهداشت، مشاغل کوچک، دامداری و کشاورزی خانوادگی را مختل میکند و بر مهاجرت اجباری از مناطق روستایی میافزاید.
در برخی روستاهای جنوب استان، وابستگی به هوتگها، یعنی گودالها و برکههای روباز ذخیره آب باران و سیلاب، همچنان سلامت و جان کودکان را تهدید میکند. گزارشی در فروردین ۱۴۰۵، با استناد به برآورد یکی از کارکنان محلی بخش بهداشت، از مرگ احتمالی سالانه ۱۵ تا ۲۰ کودک در هوتگها سخن گفته است. این رقم آمار رسمی و جامع نیست، اما مرگهای ثبتشده نشان میدهد که نبود منابع ایمن آب، پیامدهایی فراتر از تشنگی و دشواری زندگی روزانه دارد.
زیرساخت آب باید در برابر قطع برق و شرایط جنگی مقاوم باشد
آب چابهار و کنارک بهطور کامل از کارخانههای آبشیرینکن تأمین میشود. شرکت آب و فاضلاب استان در سال ۱۴۰۳ اعلام کرد که ظرفیت شیرینسازی آب از ۴۰ هزار به ۴۸ هزار مترمکعب در شبانهروز افزایش یافته، اما جیرهبندی همچنان ادامه داشته است.
حملاتِ نظامیِ اخیر در چابهار و کنارک، سه خط انتقال برق را از مدار خارج کرد که دو خط پس از عملیات تعمیر دوباره برقرار شد. این حادثه نشان داد که سامانههای آبشیرینکن، چاهها، ایستگاههای پمپاژ و خطوط توزیع تا چه اندازه به برق پایدار وابستهاند.
ما ادعا نمیکنیم که جنگ علت اصلی بحران آب استان است. بحران سالها پیش از جنگ وجود داشته است. اما آسیب به شبکه برق، اختلال در سوخترسانی، حملونقل و تأمین قطعات میتواند سامانهای را که از پیش ناپایدار است، با خطر بیشتری روبهرو کند. دولت موظف است برای آبشیرینکنها، چاهها و مراکز پمپاژ حیاتی، برق اضطراری، سوخت ذخیره و قطعات یدکی کافی فراهم کند.
اعتراضهای محلی نباید نادیده گرفته شوند
مردم استان در سالهای گذشته بارها با تجمع و اعتراض مسالمتآمیز، بحران آب را مطرح کردهاند. در سال ۱۴۰۲، مردم زابل چندین بار درباره نرسیدن حقابه هیرمند، خشکشدن هامون، طوفانهای گردوغبار، نابودی معیشت و قطعی آب و برق تجمع کردند. یکی از تجمعهای مرداد ۱۴۰۲، پنجمین اعتراض آبی منطقه طی چند ماه گزارش شد.
ادامه اعتراضها نشان میدهد که مسئله فقط کمبود طبیعی آب نیست، بلکه به اعتماد عمومی، شفافیت، توزیع عادلانه منابع و پاسخگویی مسئولان نیز مربوط است.
ما تأکید میکنیم که دولت در سالهای گذشته اقداماتی، از جمله حفر چاه، احداث خطوط انتقال، توسعه آبشیرینکنها، ساخت مخازن و اجرای پروژههای روستایی انجام داده است. بااینحال، ادامه کسری هزار لیتری آب در ثانیه در زاهدان، هدررفت بالای شبکه، جیرهبندی در شهرهای ساحلی و محرومیت صدها روستا از آب شبانهروزی نشان میدهد که این اقدامات هنوز متناسب با وسعت و شدت بحران نبودهاند.
مطالبات ما
ما امضاکنندگان این دادخواست خواستار اقدامات زیر هستیم:
۱. برنامه اضطراری برای زاهدان
وزارت نیرو و آبفای استان ظرف حداکثر ۳۰ روز، برنامهای عمومی برای جبران کسری حدود هزار لیتر در ثانیه آب زاهدان منتشر کنند. این برنامه باید ظرفیت واقعی منابع، جدول زمانی ورود منابع جدید، نحوه توزیع آب در محلهها و اقدامات فوری برای مناطق مرتفع، حاشیهای و مجتمعهای مسکن ملی را مشخص کند.
۲. انتشار عمومی اطلاعات آب
اطلاعات مربوط به میزان تولید، مصرف، کسری، کیفیت آب، افت فشار، قطعیها، هدررفت شبکه و وضعیت پروژهها باید بهصورت ماهانه و به تفکیک شهر، بخش و روستا منتشر شود. شهروندان باید بتوانند بدانند هر پروژه چه میزان بودجه دریافت کرده، چه مقدار پیشرفت دارد و در چه تاریخی به بهرهبرداری واقعی خواهد رسید.
۳. بازسازی فوری شبکههای فرسوده
وزارت نیرو باید برنامه سالانه و دارای بودجه مشخصی برای تعویض خطوط فرسوده، کاهش نشت و پایینآوردن هدررفت شبکه ارائه دهد. هدف کمی کاهش تلفات آب در هر شهر و روستا باید اعلام و میزان پیشرفت آن بهطور مستقل ارزیابی شود.
7
3July 14, 2026 493 4