همراه او - که همواره شگفتیهای تازهای در چنته دارد - در جستوجوگری پیش رفتیم.
دیری نپایید که پرسشها یکییکی به میانه آمدند و هر کدام در گوشهای از حیاتِ رودخانه دستبهکارِ کشف جانداری شدند. آنها برای شنیدن روایتِ هر چیز پیدا و پنهانی به او رجوع میکردند؛ از شنیدنِ روایتِ بچهوزغهای بیدستوپا در آب و نیمروزهای متنوع و کوچک چسبیده به پشت سنگهای رودخانه تا خرچنگها و پروانهها و سنجاقکها؛ بخت یارمان بود که مار آبی هم با چند بچهوزغ در دهانش از راه رسیده بود. گویی کودک با آن اصالت شهودیاش جهان را و هر آنکه چون طبیعت اصیل و حقیقیست بازمیشناسند.
او چنان در دلِ کودکی و طبیعت جریان داشت که میتوانستیم جهان را در خردمندیاش و همراهیاش با آن تکهی کوچک از طبیعت ببینیم.
[از تابستان ۱۴۰۵]
با حضور و همراهی پربار و درخشان استاد عبدالحسین وهابزاده-اکولوژیست و ایدهپرداز مدرسه طبیعت در ایران.
✍🏼 پریسا خالقی
#کنام
#با_من_خیال_کن
#روایتهایی_از_کودکی_و_طبیعت
#باید_رقص_باد_را_در_شاخههایش_دیده_باشد_تا_قدر_درخت_را_بداند
Forwarded fromکُنام 🪺
August 17, 2026 756 7